X
تبلیغات
کار آفرینی

 تصمیم گیری

برای کار افرین بودن افراد باید خلاق باشند به وی÷ه هنگامی که بحث تصمیم گیری است. تصمیم گیری درست از وی÷گی های کار افرین است.همه افراد باید از قدرت تصمیم گیری برخوردار باشند.در مییان افراد کار افرینان باید خلاق باشند و با توجه به پیش امد و نتایج احتمالی از راه حل های پیش نهادی که مجسم کرده است تصمیم گیری کند.

فرایند تصمیم گیری شامل موارد زیر است:

1-شناسایی مسائل ومشکلات

2-تعیین علت های اصلی مسئله

3-مشخص کردن راه حل های احتمالی

4-ارزیابی راه حل های پیشنهادی

5-انتخاب بهترین راه حل

6-اجرایی کردن راه حل

7-بررسی درستی ومناسب بودن راه حل

شاید این روش منطقی است اما راه حل بدست امده با این روش علمی ضرورتا به تنهایی به کار نمی اید.برای اجرا کردن یک راه حل علاوه بر استفاده از یک رویکرد علمی رهبری و اقتدار کار افرین نیز نیاز است.کار افرین باید در عمل قاطع باشد. زمتن در تصمیم گیری بسیار مهم است. در تصمیم گیری انچه بدتر از تصمیم اشتباه است تصمیم نگرفتن است . برای حل مشکل سخت بهترین روش راه حل ان در تصمیم گروهی است.

بارش فکری و تصمیم گیری:

با هم فکری اعضای گروه منابع فکری ما بیشتر می شود. مزایای هم فکری عبارت است از اینکه : پیشنهادات بیشتر است . تعهد اعضای گروه به تصمیم اتخاذ شده توسط انهاست.عیب هایی نیز عبارتند از وادار کردن افراد به تصمیم شخصی . تمایل فردی به کنترل گروه.فشار همرنگ شدن جماعت و...

رویه کاری:

رویه کار در بارش فکری به اینگونه است که بارش فکری نوعی تصمیم گیری گروهی است که مسئله ای مطرح می شود و به گروه فرصت داده می شود تا برای راه حل ان ایدهایی مطرح کنند.در این روش انتخاب اولیه ممنوع است. مسئله ای که قرار است در این جلسه مطرح شود نبایستی از پیش در مورد آن بحث شده باشد.نتیجه اینکه بارش فکری یرای حل مسائلی که ایده های خلاقانه نیاز دارند، بیشترین کارایی را دارد.

افراد جامعه علایق بسیار و نیازهای گوناگون دارند و مردان وزنان دارای پشتکار بالا و اهل ریسک قادرند نیازهایشان را شناسایی و در رفع انها اقدام کنند و بنگاه هایی را ایجاد کنند.

انواع بنگاه ها:خصوصی ريا، رسمی، دولتی،خودی، گروهی،محلی ،خارجی و غیره.

بنگاه ها با توجه به نیازهای  و خواسته های مورد نظرشان می کوشند تا انها را برطرف بکنند.هر بنگاه بسته به نوع فعالیتش می تواند سودی داشته باشد.بنگاه های غیر تجاری نوعی دیگری از سود دارند که بصورت فیزیکی است.در جامعه بنگاه ها در ارتباط هستند که باعث کردش پول در جامعه میشود.وجود بنگاه های گوناگون در جامعه فرصتی است که ما مهارت های خود را بکار بگیریم.پس نتیجه میگیریم که بنگاه های مختلف را با توجه به پتانسیل و ظرفیتشان ارزیابی و چگونگی هم خوانی مهارت های خود و بنگاه را شناسایی کنیم.

بای حل موضوعات مختلف با موفقیت به انرژی جسمی و فکری زیادی نیاز است که این انرژی همیشگی است و باید همه حس های خود را جهت شناسایی موقعیت ها و شرایت زندگی اماده نگه داشت و از نظر جسمانی مناسب بود.

نیازمند موفقیت: برای رسیدن به موفقیت برای انجام هر کاری داشتن نگرش و درک مثبت به ما امکان رسیدن به نتایج قابل قبول می دهد.

وظیفه گرا:به منظور بدست اوردن پاداش خوب باید ئظایف و کارها به خوبی انجام شود.کارایی،اثر بخش و مدیریت زمان موارد مهمی در انجام وظایف به نحو احسن است.

همدل: با همدلی خودتان را به جای افرادی که می خداهید بر انها نفوذ کنید بگذارید در یک بنگاه خود را بجای مشتری بگذارید.

کاردان و با تدبیر:رهبری راهنمایی ومدیریت یک بنگاه

دارای طرح و برنامه: طراحی مکتوب به کمک شفاف سازی وضعیت و راه اندازی یا عدم راه اندازی یک بنگاه وهمچنین قضاوت در مورد سود زیان بنگاه به ما کمک می کند مفهوم وگستره ی ایجاد جسارت در ایجاد بنگاه کسب و کار.

از دیدگاه شخصیتی: جسارت هر ایده ای که فرد به یک فعالیت طراحی شده و بطئر راضی کننده ای اجرا شده بتواند تغییر دهد.

از دیدگاه تجاری: جسارت در عملیاتی کردن یک اقدام و جسارت کسب و کار اشاره دارد.در عمل همه اقدامات از جمله شناسایی ایده،برنامه ریزی و طراحی، تکمیل موفقیت امیز یک فعالیت و به نتیجه رسیدن و دریافت مزد و پاداش می توان به عنوان جسارت در کسب و کار تلقی کرد.مردان و زنان جسور توانایی حل مسائل موجود در زندگی را دارند و به انها با دید مثبت نگاه می کنند .از مزایای جسور بودن این است که به ما کمک می کنند که در خانواده محل کار و جامعه فردی ارزشمند باشیم.

از ویژگی های جسور بودن در کسب و کار:

با انرژی : سخت کوشی بسته به شیوه هوشمندانه جسارت است.

ریسک پذیر:تصمیمی است که در مورد ادامه کار بنگاه یا اقدام به کار ان گرفته می شود که افراد جسور با تحقیق و بررسی دست به این کار میزنند که به نتیجه دلخواه میرسند با این کار افراد جسور و غیر جسور شناسایی می شوند.

نواوری:به شما امکان فعالیت های منحصر به فرد را میدهد.با ابتکار فردی و تجسم وبینش و بصیرت راه های جدیدی را برای انجام کارها ابداع کنید.اطلاعات جمع اوری شده یک ورودی مهم برای نواوری و ایتکار است که افراد جسور اهمیت زیادی برای ان قائل می شوند.

ماهر: افراد جسور توانایی ویژه ای برای تکمیل فعالیتها دارند و بیشتر مردان و زنان سطح مشخص از نگرش ،دانش و مهارت را دارند.بنابراین مهار کردن و درست به کار بردن استعدادها و سطح مهارت های خود ضروری است. و همیشه این کمهارت های کسب را باید مورد استفاده قرار داد که امان فراموشی و هدر رفتن انها زیاد است.

مستقل: افراد جسور معمولا برای خود تصمیم می گیرند و به خود متکی اند این افراد بدون کنترل ونظارت دیگران قصد ونیت خود را عملیاتی می کنند.

شبکه ساز: با این کار اطلاعات زیادی بدست می ایدو از این اطلاعات چیزهای زیادی یاد میگیرندانها از راهنمایی و مشاوره درگران سود می برند و ایده ها و اعتقادات خود را شکل می دهند.

هدف گرا: افراد جسور در تنظیم اهداف خود کارشناسانی نتیجه گرا هستند و فعالیت های خود را کنترل می کنند اهداف انها چالش انگیز ولی دست یافتنی است و ترکیبی از اهداف کوتاه مدت و بلند مدت اند و از نظر قابلیت اندازه گیری خاص ویژه اند.

تغییرات در موقعیت زندگی:

1-همه رویدادهایی در محیط طبیعی ،بخش حقوقی ،بخش مالی، اب وهوا و...ودر نقاط دور دست رخ می دهند مستقیم یا غیر مستقیم شما را وادار می کند تا فعالیت ها را متفاوت از یکدیگر انجام دهید.

2-درهر وضعیت داری مشکل همیشه یک چیز برای کاهش ان مشکل وجود دارد. از مشخصه افراد جسور پاسخ به مشکل جدید در موقعیت جدید است، در صورت برخورد با اولین چالش به تلاش، مطالعه، بررسی، تحلیل و تفسیر مربوط به اطلاعات آن وضعیت است. با این فرآیند چالشهای مردم را آشکار شناسایی می کنند. و همچنین راه حل هایی که چنین چالش های جدیدی مورد ملاحظه قرار می گیرد و تلاش این افراد در پیدا کردن راه حل برای اجرای آن است.

3-هر فردی که تمایل، تحرک و انگیزه داشته باشد، پتانسیل آغاز و اقدام در هر موقعیتی را داراست. افراد جسور وظیفه گرا و واکنش گرا هستند و همیشه دوست دارند نقش رهبری را بر عهده گیرند.

4-مردم هنگام رویارویی با موقعیت های نا آشنا به انجام یک سری اقدامات مشخص از این موقعیت ها سود مالی یا غیر مالی بدست می آورند. افراد جسور توانایی شناسایی فرصت را دارند و منتظر اینکه خود دیگری وارد عمل شود نمیمانند بلکه خود آغازگر هستند که با ماهیت ریسک پذیری و تدبیر اندیشه ها  هم خوانی دارند.

5-اقدام به عمل ممکن است موقعی نیاز باشدکه فرد در وضعیتی نا آشنا باشد. افراد جسور در اجرایی کردن کار تردید و تامل نمی کنند. این افراد  در تصمیم خود قاطعند و طرح ها و برنامه ها را حتی الامکان به بهترین شکل انجام می دهند.

 

 

+ نوشته شده در  یکشنبه بیست و دوم اسفند 1389ساعت 11:29  توسط کارآفرینان   | 

 

 

استخدام و هدايت كاركنان جديد

الف)مراحل استخدام

 

كارآفرين بايد براي كاهش ورود و خروج كاركنان از كسب و كار به مراحل استخدام و انتخاب آنان دقت كند.

.

منابع نيروي كار مستعد

1-     درون كسب و كار

2-     آگهي استخدام

3-     نمايندگي هاي كاريابي

4-     موسسات آموزشي

5-     كاركنان سابق

6-     كاركنان فعلي

 

مراحل گزينش

1-     فرم تقاضاي كار

2-     مصاحبه

3-     ارزيابي معرف ها

4-     ارزيابي مهارت هاي متقاضي

ب) فرایند هدایت

 

كارافرين باید محیط کسب و کار را به کارمند جدید نشان داده و او را به سایر کارکنان معرفی كند و همچنين نگرشی کلی از مجموعه عملیاتها و ارتباط وظایفش با کل عملیات ها به او بدهد.

 

چهار اصل اساسی هدایت کارکنان در شروع کار

1- آماده سازی

2- ارائه کار و انجام آن توسط سرپرست

3- انجام کار توسط کارمند زیر نظر یک سرپرست

4- کنترل و پیگیری

 

شش عامل در آماده سازی برای کارمند جدید

1- تشریح کار

2- انجام کار توسط کارمند فعلی عنوان مربی یا راهنما

3- آماده کردن برگه تجزیه کار ساده

4- تنظیم جدول زمان آموزشی

5- چیدمان محیط کاری

6- ارزیابی روزانه کارمند جدید

 

ج) رسیدگی به کارمند

 

برنامه های پرداخت (حقوق و مزایا)

برای نگه داشتن کارمندان خوب باید میزان پرداخت حقوق توسط ساير كسب و كارها براي كار مشابه را در نظر بگيرد

 

مزایای جانبی

در ميان مزاياي جانبي مرخصی و تعطیلات از بقيه ارزشمندتر اند.

 

ارتباطات کارکنان

كارآفرين بايد ارتباط دو جانبه ای با کارمندان داشته باشد.

 

شرایط کاری

يك محيط كاري خوب مي تواند در تشويق بازدهي و رفتار مناسب علاوه بر جلوگيري از بروز حادثه، موثر باشد.

شبيه سازي

روناك 10 سال پيش فروش لوازم يدكي كاميون را آغاز كرده است.

او يك ساختمان بزرگ اجاره كرده و 23 كارمند دارد.

روناك تصميم گرفته كه به دلايلي مثل 60 ساعت كاركردن در هفته مسئوليتهايش را به كاركنانش بدهد.

مديريت زمان  و منابع

 

اغلب مديران كارآفرين نيستند.

نيروي انساني مهمترين منابع در يك كسب و كار محسوب مي شود.

در بسياري از موارد كارآفرينان با درگير شدن در وظايف مختلف در آن واحد، چند كاره هستند.

 اگر مي خواهند از پس كارهايشان برآيند بايد مديريت زمان و منابع داشته باشند.

تکنیک های مدیریت زمان

تعیین اهداف روزانه

هر روز چه کاری میخواهید انجام دهید

تهیه لیستی از کارها قبل از ورود به محل کار و اولویت بندی آنها

شروع از مهمترین اهداف

با تمرکز بر روی اهداف اصلی و اجتناب از حواس پرتی به اهداف برسید

انگیزه شخصی

کارآفرینان افراد با انگیزه بالایی هستند

 

تعیین ضرب الاجل

در صورت تعیین ضرب الاجل واقعی برای کارها بیشتر آنها انجام خواهند شد

بعد از تعیین ضرب الاجل باید آنچه ممکن است انجام داد تا به آن رسید

 

استفاده از تلفن

تلفن وسیله ای ارتباط بین کارآفرینان و دنیای کارشان جهت تسریع در امور و کاهش نامه نگاری ها و      حل مشکلات

       تلفن ارتباط 2 جانبه ایجاد میکند اما نامه ارتباط یک جانبه

 

یادداشت برداری:

      همیشه دفترچه یادداشتی همراه داشته باشید

جلسات ، مکالمات تلفنی ، گفتگو با کارکنان یا مشتریان ، افکار

 

همه کارها را انجام ندهید

      فعالیت های اساسی در محدوده زمانی (3-4) که کارایی بالایی دارید انجام دهید

سایر فعالیت ها را پیرامون این محدوده فهرست کنید

 

پیش از آغاز کار ، پرسشهایی بپرسید

       پرسشهای چه؟ کجا؟ چه موقع؟ چه کسی؟ چرا؟ مطرح کنید

       پاسخ به این سوالات موجب  شناسایی راه های موثرتر انجام امور میشود

 

عملگرا و وظیفه محورباشید

به محض تصمیم گیری برای حل مشکلی ، رئوس همه وظایف را تهیه و اقدام کنید

تا جایی که توان دارید کار را به اتمام برسانید

به مشکل به دید فرصت مستعد برای پیشرفت نگاه کنید تا از روش های نوآورانه و خلاقانه برای حل آن آگاهی یابید

 

بازتابنده باشید

تفکر بازتابنده: یادگیری از فعالیت های گذشته و حال و مستعد آینده است.

در مورد آنچه انجام میدهید تفکر و تامل کنید.

با استفاده از زمانهایی مثل پیش از خواب، مسافرت، انتظار برای رفت و آمد ، پیاده روی و ... در کارتان تامل کنید

 

برای فردا با جزئیات برنامه ریزی کنید

در پایان هر روزکاری برنامه زمانبندی برای روز بعد را تعیین کنید

در پایان،  زمانی را برای ارزیابی برنامه درنظر گرفته و کارهایی که وقت گیر و بیهوده بوده را شناسایی کنید تا بعدا کمتر به آنها بپردازید

 

از تجربیات خود بیاموزید

تجربیات گذشته را مرور کنید و کارهای سودمند و مولد و خسته کننده و وقت گیر وغیرمولد را شناسایی کنید

در آینده با تجربه هایی مشابه روبرو خواهید شد و میتوانید فعالیت های مولد را انتخاب کنید

 

درباره چگونگی استفاده از وقت خود  تامل كنيد

ارتباطات برای فروش  لازم است :

گام اول: دستیابی به مشتریان آینده و معرفی خود و کسب و کارتان

گام دوم: تعیین نوع نگرش به مشتریان آینده

گام سوم: نمایش و توصیف محصول/خدماتی که می فروشید

گام چهارم: شرح علت سودمندی محصول / خدمات شما برای مشتریان آینده

گتم پنجم : مذاکره در خصوص شرایط و وضعیت فروش

گام ششم : از مشتریان آینده بخواهید که در خصوص خرید محصول یا خدمات تصمیم بگیرند

گام هفتم: به محض آغاز به خرید مشتریان ، استراتژیهای حفظ مشتری  را گسترش دهید.

 

چرخه عمر محصول : 1- معرفي  2- رشد  3- بلوغ  4- زوال

گام اول

نیاز های کسب و کارتان را معین کنید .

با بررسی بازار، مشتریان و محصولات مورد نیازشان را شناسایی کنید

 

گام دوم

تامین کنندگان مستعد را شناسایی کنید

 

گام سوم

از طریق تلفن یا مراجعه حضوری تماس برقرار کنید

هر تامین کننده ای باید اطلاعات مکتوبی از انواع کالا ، مواد اولیه و تجهیزاتی که فراهم میکند دراختیار شما قرار دهد

 

گام چهارم

با مقایسه پیش فاکتور ها بهترین تامین کننده را انتخاب کنید.

 

گام پنجم

کالا ها را حتی الامکان به صورت کتبی سفارش دهید

با دقت در مورد کمیت آنها تصمیم گیری کنید

 

گام ششم

به محض وصول کالا آنها را چک کنید

 

گام هفتم

چک کنید فاکتور درست باشد.

 

گام هشتم

پرداخت به تامین کننده را به صورت نقدی یا اعتباری انجام دهید

حتما رسید دریافت کنید تا مدرکی دال بر پرداخت وجود داشته باشد

فن آوری تقاضای مصرف کنندگان را تغییر میدهد

کارآفرینان بایستی پیشرفت های فن آوری که بیشترین تاثیر بر عملیات کسب و کارشان دارد شناسایی کنند

کسب و کار های کوچک انعطاف پذیر و نوآورند و محصول جدید معرفی میکنند.

 در صورت نداشتن وقت و سرمایه برای توسعه و بازاریابی بایستی نسبت به تقاضا برای محصولات جدید و جنبه های مالی گسترش بازار جدید و زمان مورد نیاز برای معرفی آنها واقع بین باشند

از طریق برنامه ریزی بلند مدت امکان پیش بینی تاثیرات فن آوری بر محصولات فعلی و توسعه محصولات جدید وجود دارد

کسب و کارهای کوچک باید محصولات خود را در جایی که میتواند موفق و رقابتی باشد توسعه دهند

به دلیل محدودیت منابع سرمایه  ، باید در برابر تغییرات بازار سریع واکنش نشان داد و نگران نیاز های آتی مشتریان خود بود.

هزينه هاي مستقيم و غير مستقيم

 

هزينه هاي مستقيم

 اين  هزينه ها مستقيما به تعداد محصول، خدمات يا كالاي توليد شده بستگي دارد.

هزينه هاي مستقيم:

1-     هزينه هاي مواد اوليه

2-     هزينه هاي مستقيم نيروي كار

 

هزينه هاي غير مستقيم:

شامل تمام اقلامي است كه ار فعاليت هاي كسب  وكار ناشي مي شود.

در عمده فروشي يا خرده فروشي كليه هزينه هاي پرسنلي هزينه هاي غير مستقيم محسوب مي شوند.

طبقه بندي هزينه ها

1-     هزينه هاي پرسنلي : حقوق كارمندان

2-     هزينه هاي مواد اوليه : هزينه هاي مواد اوليه براي ساخت يك محصول

3-     ساير هزينه ها : مثل هزينه اب، برق، گاز، اجاره

4-     هزينه هاي سرمايه اي : مثل بهره ( سود ) وام

 

در هنگام ثبت اسناد پرسش های کلیدی زیر باید مطرح شود:

1.چرا باید اسناد ثبت شود؟

2.چگونه میتوان یک سیستم ثبت اسناد ایجاد نمود؟

3.افرادی که میخواهند در مورد وضعیت مالی یک کسب و کار بدانند

4.چه نوع اسنادی باید یک کسب و کار تجاری نگه دارد؟

4-الف-لیست حقوق و مزایا دارید؟

4-ب-مانده نقدی شما چقدر است؟

4-ج-حساب های دریافتی شما چقدر است؟

4-د-حساب هاب پرداختی شما چقدر است؟

4-ه-اسناد موجودی انبار مرتب هستند؟

4-د-تقاضای دولت چیست؟

5.چه کسی مسئول ثبت اسناد مالی است؟

5-الف-ثبت اسناد توسط خودتان انجام میشود؟

5-ب-برای خود جایگزین داشته باشید؟

5-ج-یک حسابدار تمام وقت استخدام کنید

5-د-به پیمانکار واگذار کنید. 

یک ابزار کارآمد برای پیش بینی مالی برنامه ریزی جریان نقدینگی کسب وکار است.این برنامه براساس جریان نقدینگی ورودی و خروجی کسب و کاراست. برنامه ماهیانه نقدینگی ورودی کسب وکار ابزاری است که به کارآفرین کسب و کار اجازه میدهد میزان نقدینگی مورد انتظار وارده به کسب و کار و میزان هزینه پرداختی ماهیانه را تخمین بزند.

افزایش جریان نقدینگی با استفاده از موارد زیر امکان پذیر است:

1.افزایش فروش

2.فروش اعتباری کمتر

3.استفاده از تسهیلات بانکی کمتر

4.قرض گرفتن از دوستان

کاهش جریان نقدینگی  با استفاده از موارد زیر امکان پذیر است:

1.کاهش هزینه های عملیاتی

2.شناسایی تامین کنندگان ارزانتر

3.مذاکره جهت خرید اعتباری از تامین کنندگان

4.مذاکره برای افزایش مدت وام

 

 

5 گام بخصوص جهت اظهارنامه سود وزیان وجود دارد که شامل موارد زیراست:

1.فروش

2.هزینه های کالاهای فروش رفته

3.سود ناخالص

4.هزینه(مخارج)

5.سود خالص

 

ترازنامه صورت مالی  است که میزان بدهی و بستانکاری شما را درهرروز از فعالیت یک کسب وکار مشخص میکند

دارایی شامل همه چیزهایی است که کسب وکار دارد مانند تجهیزات و ساختمان

دارایی ثابت همه چیزهایی که بسادگی قابل تبدیل به پول نیست.

دارایی جاری شامل پول نقد و هرچیزی که بتوان طی 12 ماه تبدیل به پول کرد.

 

بدهی شامل همه آن چیزهایی است که یک کسب وکار بدهکار است.

بدهی جاری شامل آن چیزهایی است که شما با استفاده از دارایی جاری باید پرداخت کنید.

بدهی بلند مدت هر بدهی است که نتوان طی 12 ماه پرداخت کرد.

+ نوشته شده در  جمعه بیست و هشتم خرداد 1389ساعت 19:43  توسط کارآفرینان   | 

اهمیت کار آفرینی در توصعه اقتصادی

کارآفرینی، مفهومی است که همواره همراه بشر بوده و به عنوان یک پدیده نوین نقش موثری را در توسعه و پیشرفت اقتصادی کشورها یافته است، به‌طوری که در اقتصاد رقابتی و مبتنی بر بازار امروزه دارای نقش کلیدی است، از این رو تضمین حیات و بقاء کشورها نیازمند نوآوری، ابداع و خلق محصولات و خدمات جدید می‌باشد.

از این‌رو اقتصادد‌انان برای نخستین بار در نظریه‌های خود به تشریح کارآفرین و کارآفرینی پرداختند. افزایش بی‌رویه جمعیت در قرن ۱۹ و ۲۰ و عدم ساماندهی مناسب آنها موج فزاینده بیکاری را در سرتاسر جهان به همراه داشت و تقریبا در اکثر جوامع، بیکاری به عنوان یکی از اصلی‌ترین بحرانها نمود پیدا کرد. در آن زمان با روشهای مختلفی به مقابله با بیکاری و مدیریت این بحران پرداخته شد، آنچه حائز اهمیت بود، اینکه همه در یک موضوع و آن هم توسعه کارآفرینی به عنوان موتور رشد و توسعه اتفاق نظر داشتند. از این رو دانشگاههای بزرگ جهان، آموزش و تفکر کارآفرینی را در اولویت برنامه خود قرار دادند و در نهایت اعلامیه‌ای در این زمینه در اکتبر ۱۹۹۸ زیر نظر یونسکو در پاریس صادر شدکه توسعه مهارت و ابتکارهای کارآفرینی باید در زمره آموزشهای دانشگاهی قرار می‌گرفت. علاوه بر آن، در کشورهای در حال توسعه نیز سازمانهایی برای ترویج کارآفرینی ایجاد شد و با توجه به پدیده جهانی شدن، کارآفرینی از نقطه‌ای به نقطه دیگر منتقل شد و به عنوان یک فرهنگ جهانی خودنمایی کرد.‌

آنچه می‌توان در مورد جذابیت‌های کارآفرینی نام برد، اینکه منجر به یک کسب و کار جدید می‌گردد یعنی می‌توان آن را رضایت خاطر حاصل از پروژه‌ای پیچیده که مستلزم مداومت و پافشاری و خلاقیت قابل توجهی در به ثمر رساندن آن است، دانست.

کارآفرینی را می‌توان شکل ویژه‌ای از نوآوری و خلاقیت بیان کرد که محدودیت به تاسیس یک کسب و کار جدید نیست زیرا می‌توان آن را در کسب و کارهای جا افتاده نیز یافت.‌

دراین میان نقش و اهمیت خانواده به عنوان کانون اندیشه نوگرایی، در ایجاد روحیه خلاقیت و نوآوری در افراد، گسترش روحیه کارآفرینی و توسعه کسب و کار جدید در جامعه، انکارناپذیر است. چرا که خانواده از نظر کمی و کیفی به پرورش روحیه و خلق ایده و کار در افراد می‌پردازد. تحقق کارآفرینی مستلزم توجه ویژه والدین به ابعاد و ساحتهای حیات فردی فرزند از هنگام تولد تا زمان تکوین شخصیت اوست.‌

اگر والدین فرزند را به سمت و سویی ترغیب کنند تا ذهن خود را به صورتی منسجم سوق دهد، برای چنین فردی دستیابی به منابع اقتصادی ناشی از کار و تسخیر فضاهای جدید ارزش تلقی می‌شود. چنین طرز تلقی از دنیای پیرامون ذهن فرد را نسبت به خلق ایده‌ای نو و استقلال اقتصادی و کسب موفقیت دگرگون می‌سازد. خانواده می‌تواند عنصر پویایی و تحرک را به ژرفای وجود افراد تحت نفوذ و وابسته به خود تزریق کند، به شکلی که فرد و جامعه در محیطی هماهنگ به تعامل بپردازند و قالبهای اجتماعی نوآورانه شکل گیرد. شاید اولین و مهمترین نظریه مربوط به زمینه‌های روانی کارآفرینان توسط دیوید مک‌کله‌لند در دهه ۱۹۶۰ مطرح شد.

او بیان می‌کند: کارآفرینان افرادی هستند که نیاز فراوانی به موفقیت دارند و مخاطرات بالایی را می‌پذیرند و چنین ریسکهایی آنان را به فعالیت مداوم تحریک می‌کند. ایشان همیشه ریسک‌پذیرند. نیازی نیست که آنها همیشه مخترع باشند بلکه به سادگی می‌توانند نیاز دیگران را با ایده‌ای نو برطرف کنند.

امروزه بیشتر مطالعات کارآفرینان مبنی بر موردکاوی است و بسیاری از اقتصاددانان و دانشمندان برجسته روی این مسئله مطالعه کرده‌اند. به طور مثال شولتز کارآفرینی را توانایی مقابله با عدم توازن می‌داند و نه توانایی پرداختن به ابهامات.

مالسینر معتقد است، ریسک‌پذیری، نقطه ثقل مفهوم کارآفرینی است. لینگ و هربرت برای تعریفی از کارآفرینی به یکپارچه سازی مفاهیمی چون ریسک، ابهام، نوآوری، درک و تغییر می‌پردازند. آنان کارآفرین را به عنوان فردی تعریف می‌کنند که متخصص پذیرفتن مسئولیت، اتخاذ تصمیمات قانونی که بر محل، نوع واستفاده از کالاها و منابع یا نهادها تاثیر می‌گذارد، است.

دراکر، کارآفرینی را منظری برای تغییر می‌داندکه همیشه درجستجوی تغییر است، نسبت به آن از خود واکنش نشان می‌دهد و آن را یک فرصت و شانس می‌داند. او در درجه اول مدیریت کارآفرینی را پاسخی به نوآوری، تمایل به تغییر را یک فرصت می‌داند و دوم اینکه معتقد است معیارهای سیستماتیک برای ارزیابی عملکرد یک شرکت به عنوان یک کارآفرین یا نوآور حیاتی بوده و هدف از آن توسعه عملکرد است و سوم آنکه ساختار سازمانی را مناسبترین فضا برای ایجاد فضای کارآفرینی می‌داند.‌

تامیسون ۱۰ نکته کلیدی راجع به کارآفرینی بیان می‌کند که شامل متمایز کردن فرد کارآفرین از دیگران، بهره‌برداری و موضع‌یابی از فرصتها، یافتن منابع مورد نیاز، ایجاد ارزش افزوده، شبکه‌سازی اجتماعی و مالی، دانش علمی داشتن، خلق سرمایه مالی، اجتماعی و هنری، داشتن مدیریت ریسک، داشتن قاطعیت و اراده در مواجه با ناملایمات و دربرداشتن خلاقیت و نوآوری است.

براساس تعاریف گوناگون از کارشناسان و نظریه‌پردازان مختلف مسائل اقتصادی و اشتغالی بر ضرورت توسعه کارآفرینی تاکید ویژه دارند و در عصر جهانی شدن نقش آن را در تحول اقتصادی و اجتماعی و فرهنگی و... کشورها بسیار حائز اهمیت می‌دانند.‌

با توجه به ویژگی‌های خاص کارآفرینی تعاریف مختلفی می‌توان برای آن بیان کرد. از جمله:

▪ کارآفرینی فرایندی است که فرد کارآفرین با ایده‌های نو و خلاق و شناسایی فرصتهای جدید و بسیج منابع، مبادرت به ایجاد کسب و کار و شرکتهای نوآور و رشد یابنده کرده که توام با پذیرش مخاطره و ریسک است و منجر به معرفی محصول یا خدمت جدیدی به جامعه می‌شود.

▪ کارآفرینی فرایندی است که منجر به ایجاد رضایتمندی و یا تقاضای جدید می‌شود و یا فرایند ایجاد ارزش از راه تشکیل مجموعه منحصر به فردی از منابع به منظور بهره‌گیری از فرصتها است.‌

● حال کارآفرین کیست و دارای چه ویژگی‌هایی است؟

افراد کارآفرین به عنوان سرمایه‌های عظیم انسانی منشا و موجد تاثیرات حیاتی در روند پیشرفت جامعه و کشور هستند و در توسعه بسیار موثرند. چنان که با توجه به گسترش روزافزون نیازهای جدید در جوامع می‌توانند از طریق شناسایی فرصتها، شرایط را کنترل و مهار کنند و در نهایت به خلق و ایجاد اثری مفید و برجسته که سبب آرامش و آسایش، رفاه و سعادت همه افراد جامعه می‌شود فرد کارآفرین پلی بین صنعت و دانشگاه و یا به عبارتی پرکننده بین علم و بازار می‌باشد.‌

آنان علاوه بر اینکه براحتی از کنار مسائل و مشکلات اطراف نمی‌گذرند و چون حلال، وضع اقتصادی موجود را بهم می‌ریزند، موجب تحرک در بخش اقتصادی می‌شوند، همچنین به ارتقای بهره‌وری کشورها پرداخته و از طریق اشتغال کارآمد و مولد به رشد و توسعه بسیاری از شاخص‌ها کمک می‌کنند.

تقریبا هر کسب و کاری را در دنیا ردیابی کنیم، یک کارآفرینی می‌یابیم، فردی که یک ایده یا یک فرصت برای ارائه یک آورده یا خدمت را به نحوی سودآور تشخیص داده و صرفنظر از اشکالاتی که در سر راهش وجود داشته آن را به ثمر رسانده است. در واقع او الگویی برای مقابله و سازگاری با شرایط جدید را به ارمغان می‌آورد.

همیشه افرادی هستند که از فرصتهای پیش آمده در تمام زمینه‌ها از جمله تکنولوژی، سلیقه مصرف‌کننده و مزیتهای اجتماعی و غیره به خوبی استفاده می‌کنند و یا ایجاد تغییرات چیزهای جدیدی خلق می‌کنند.

به‌طور قطع منابع اولیه محدود می‌باشند اما کارآفرینان اجازه نمی‌دهند که آزادیشان محدود شود بلکه منابع را برای نیل به اهداف کارآفرینی بسیج می‌کنند وحتی گاه با همان محدودیت، خدمتی خاص با محصولی جدید را به نحوی مفید و مطلوب به مشتریان ارائه می‌‌دهند.

و مطلوب به مشتریان ارائه می دهند.

طی تحقیقات بعمل آمده از هر ۱۱ نفر در دنیا یک کارآفرین وجود دارد که ۶۵ درصد از این کارآفرینان سرمایه راه‌اندازی کسب وکار را خودشان فراهم می‌کنند. کارآفرینان به عنوان خون حیات بخش‌ نوآوری و ارزش‌آفرینی به تقویت اقتصاد و اعتلای جامعه کمک می‌کنند.می‌توان از مهمترین ویژگیهای کارآفرینان موارد ذیل را نام برد.

۱) نیاز به توفیق: تمایل به انجام کار در استانداردهای مالی در جهت موفقیت در موقعیت‌های رقابتی است.

۲) عقیده و باور نسبت به کنترل وقایع خارجی.‌

۳‌) ریسک‌پذیری که فرد بتواند مخاطرات معتدل را از طریق تلاشهای شخصی مهار کند.

۴) نیاز به استقلال به عنوان نیرویی برانگیزاننده که منجر به آزادی عمل فرد می‌شود.

۵) خلاقیت که همان توانایی خلق ایده‌های جدید می‌‌باشد که به تولید محصول و یا خدمتی جدید منجر می‌شود. در واقع خلاقیت نیرویی است که در پس نوآوری نهفته است.‌

۶‌) قدرت تحمل ابهام در صورت عدم موفقیت و توانایی ادامه حیات.

 

 

 

خود اشتغالی؛ گذار از فقر با گام‌های آهسته

 

شاید برای شکستن خط فقر و عبور از خیالپردازی برای رسیدن به مرز واقع گرایی، کوبیدن شعار خوداشتغالی بر دیوار افراشته محرومیت ها، اولین راهکار موردنظر سیاستمداران اقتصادی و اجتماعی نباشد، اما تجارب جهانی ثابت کرده است که این روش می تواند به عنوان سرفصل مکمل در برنامه‌ها و راهبردهای ملی تلقی شود. با این حال، اگرچه پذیرفتن این واقعیت که حدود نیمی از ۶ میلیارد نفر جمعیت جهان با درآمد کمتر از دو دلار زندگی می کنند، نوعی چهره پوشاندن در مقابل دهن کجی فقر است، اما می توان باز به انگیزه ای امیدوار بود که فقرا را به چاره جویی از وضعیت پریشان اجتماعی به سمت خوداشتغالی و تشکیل تعاونی ها سوق می دهد. این درست جلوه همان باوری است که در گزارش توسعه جهانی بانک جهانی، انجام برنامه های بهبود فرصت ها، تسهیل توانمندسازی و افزایش امنیت بدون مشارکت مؤ ثر و فعال فقرا را موفقیت آمیز ندانسته است. در کشورهای درحال توسعه و در حال گذار، اغلب این امیداری وجود دارد که تعاونی ها بتوانند در زمینه فقرزدایی و کاستن از آن، حداقل در کوتاه مدت، همچنین در از بین بردن پیامدهای ناشی از دوره گذار از اقتصاد متمرکز به اقتصاد بازار و تعدیل ساختاری، کمک های مؤ ثر و کارآمدی ارایه کنند. واقعیت این است که در جوامع فقیر، عوامل بسیاری ممکن است توسعه اقتصادی-اجتماعی را با تا خیر روبه رو کند. آنچه بیش از هر چیز در تیررس توجه جامعه شناسان قرار دارد این است که نبود مؤ سساتی توانمند با قابلیت تامین تولیدات اولیه مواد غذایی با قیمت های رقابتی یا ایجاد کانال های مناسب برای ورود به بازارهای داخلی و خارجی، همچنین به عنوان یکی از موانع جدی فراروی اشتغال زایی و تولید ثروت به ویژه در مناطق روستایی باقی مانده است. فارغ از این که، فقر اقتصادی ناشی از تبعیض در بروز توانمندی ها به فقر فرهنگی منجر می شود، چنان که تعمیق فقر فرهنگی به تحکیم فقر اقتصادی می انجامد و این دور باطل همچنان ادامه می یابد. اما به نظر می رسد اقدام مهم، شکستن این چرخه خطا و باطل است.

●ضرورت وجودی خوداشتغالی

خوداشتغالی، مدتهاست که به عنوان یکی از خط مشی های اقتصادی و برنامه های ملی و محلی در کشورهای منطقه جنوب و جنوب شرق مانند ژاپن، کره، هند، استرالیا و فیلیپین مورد توجه قرار گرفته است. اگرچه این روش تنها راه ایجاد اشتغال و رفع مشکل فقر و بیکاری نیست، اما می تواند در به هم پیوستگی با دیگر اقداماتی که سیاستگذاری های اشتغال کشور را تعیین می کند، جای خالی زنجیره ای مخفی را پر کند. محمدعلی فرزین، مدیر طرح های توسعه اقتصادی و اجتماعی برنامه عمران سازمان ملل متحد در تهران از الگوی جدیدی نام می برد که کشورهای جهان سوم برای دستیابی به توسعه پایداری که قرابت و نزدیکی بیشتری با عدالت اجتماعی دارد به آن متوسل شده اند. گمان می رود دلیل اصلی این گرایش، ناشی از برآیند جریان توسعه اقتصادی این قبیل کشورها باشد که جدا از نابرابری های به جامانده از قبل، عده ای خاص وضعیت بهتری پیدا کرده اند و بقیه اگر دچار وضعیت بدتری نشده باشند، در همان وضعیت نامناسب اولیه باقی مانده اند. فرزین در این باره می گوید: با همکاری سازمان ملل، پروژه ای آزمایشی با هدف خوداشتغالی و توانمندسازی فقیران ازسوی دفتر تامین اجتماعی و سلامت سازمان مدیریت و برنامه ریزی در ایران به اجرا درآمد. با این راهکار اصلی که از تجربه موفق خوداشتغالی و توانمندسازی فقیران در کشورهای منطقه جنوب و جنوب شرق الگوبرداری شود. این الگو در ایران با عنوان <بسیج اجتماعی و اعتبارات خرد> نامگذاری شد. وی با اشاره به این که سال ۲۰۰۵ از طرف سازمان ملل متحد به عنوان سال اعتبارات خرد در جهان نام گرفته است، می افزاید: هدف اصلی سازمان ملل از این نامگذاری، ارتقای سطح آگاهی عمومی مردم درخصوص اعتبارات و منابع مالی خرد و همچنین ترویج مشارکت های نوآورانه در میان دولت ها، سازمان های غیردولتی، بین المللی و بخش خصوصی است. مدیر طرح های توسعه اقتصادی و اجتماعی برنامه عمران سازمان ملل در تهران می گوید: ازجمله راه حل های مناسب برای دستیابی به اهداف تعبیه شده در الگوی بسیج اجتماعی و اعتبارات خرد، تشکیل گروه های غیررسمی در محله است که سازماندهی، ارایه آموزش های مهارتی، ایجاد صندوق های اعتباری، به توان رساندن جهت تشخیص راهکارهای ایجاد درآمد و ارایه اعتبارات برای انجام فعالیت های مختلف برای فقرا را انجام دهد.وی می افزاید: اگر برای ایجاد اشتغال، به راه حل های نهادینه شده و تجربه شده در دیگر کشورها توجه شود و برای آن برنامه های کلان و دستورالعمل های کلی اندیشیده شود، می توان به راحتی هم مسا له فقر، محرومیت و هم مسا له اشتغال را در کشور حل کرد و به نظر می رسد با پروژه آزمایشی که با کمک سازمان مدیریت و برنامه ریزی در کشور اجرا می شود، اهداف موردنظر الگوی بسیج اجتماعی و اعتبارات خرد به دست بیاید. البته لازم است که اراده و باوری در سطوح بالای تصمیم گیری در کشور به وجود آید تا این قبیل الگوها، جنبه ملی پیدا کنند.

در نظریات جامعه شناسی، اصل خوداشتغالی به نوعی ماهیت تمرکززدایی داشته و بر تسلط دولت بر همه چیز و همه کس، خط بطلان می کشد تا افراد را مستقل و متکی به خود بار آورد. خدابخش نژاد سلیم، کارشناسی امور تعاونی ها می گوید: تجمیع سیاست های خوداشتغالی، تعاون و همیاری را ایجاد می کند. سیاست خوداشتغالی و ایجاد فرهنگ کار متکی به نیروی اندیشه و بازو به عنوان سیاست پایه یا مکمل قادر است در مبارزه با فقر و بیکاری نقش مهمی ایفا کند.

این فعالیت هم در روستا و هم در شهر فرصت ظهور و بروز دارد. وی می افزاید: در تعاونی ها برای دستیابی به هدف خوداشتغالی، افراد شاغل با اتکا به توان شخصی، ابتکار و خلاقیت خود به کارهای تولیدی یا خدماتی به کسب درآمد می پردازند. این گونه اشتغال، فرد را به تدریج آماده کسب توانایی های لازم برای ورود به فعالیت های بزرگتر و گسترده تر می کند. خوداشتغالی می تواند در بخش هایی نظیر کشاورزی، مهار آب ها، آماده سازی زمین، عمران روستا، خدمات، راه و ساختمان، صنایع کوچک، دستی و هنری، تولید محصولات خوراکی، پوشاک، چرم، کفش، کلاه، چمدان، امور ساختمانی، فعالیت های دیجیتالی و نرم افزاری در کوتاه ترین زمان بدون تشریفات و حتی در درون خانه و سراسر شبانه روز به کمک خانواده و دوستان انجام شود.

خوداشتغالی و کارگردانی فقر

برای توانمندسازی فقیران، شکستن خط فقر ضروری است. در دنیای امروز، در حالی که هر روزه، مسائل جهانی در زیر بال های خود، سایه بحران را بر پرچین های کوتاه می گستراند، اگر فقرا را با راهکارهای مختلف به کارگردانان تراژدی غمگین فقر و مشکلات اقتصادی بدل کنیم، در این صورت است که می توانیم به نتیجه بخشی فقر در پرده آخر نمایش توانمندسازی محرومان امیدوار بود. در نظریات توسعه، توانمند کردن فقیران از طریق ایجاد زمینه های لازم برای رشد و بالندگی و احقاق حق آنان ضرورتی اقتصادی، اجتماعی، سیاسی و اخلاقی است و بدون انجام این مهم، دست یافتن به توسعه ناممکن خواهد بود. بنابراین تامین حداقل نیازهای زندگی برای رفع فقر مطلق و توزیع متعادل درآمد برای رهایی یا کنترل فقر نسبی، کمترین تلاشی است که سیاستگذاران و مدیران کشور باید پیگیری کنند. فرزین، با اشاره به این که ایجاد و گسترش شرکت های تعاونی در ابعاد مختلف و نیز زمینه سازی برای ترویج، تشویق و حمایت واقعی از خوداشتغالی ازجمله راهکارهای اساسی برای توانمندسازی فقیران با هدف فقرزدایی است، می گوید: از طریق تعاونی ها، شرایط و امکانات برای تمام افراد جامعه با هدف رسیدن به اشکال کامل و قرار دادن وسایل کار در اختیار کسانی که قادر به کارند ولی وسایل کار ندارند، فراهم می شود. البته متا سفانه تعاونی ها در شکل رایج کشور ما، در قالب سازمان های تعاونی فعالیت می کنند و کارسازی موردنظر را ندارند. وی می افزاید: تعاونی ها در مفهوم رایج خود در سطح جهانی، همان تشکل های غیررسمی در سطح محله هستند که از پایین به بالا بارور می شوند و ایجاد اشتغال می کنند. البته در ماده ۹۵ قانون برنامه چهارم توسعه اقتصادی، اجتماعی و فرهنگی، دولت مکلف شده است به منظور استقرار عدالت و ثبات اجتماعی، کاهش نابرابری های اجتماعی و اقتصادی، کاهش فاصله دهک های درآمدی و توزیع عادلانه درآمد در کشور، کاهش فقر و محرومیت و توانمندسازی فقرا، از طریق تخصیص کارآمد و هدفمند منابع تامین اجتماعی و یارانه ای پرداختی، برنامه جامع فقرزدایی و عدالت اجتماعی را عملیاتی کند. ولی متا سفانه روش ها، سازوکارها و سیاست های مورد بحث در این قانون درجهت محرومیت زدایی نیست. تنها برای این است که میانگین سطح زندگی عامه مردم افزایش یابد.

●نمود اهداف توسعه هزاره در مشارکت فعال فقرا

مهم این که هدف اساسی برنامه های توسعه کشورها، دستیابی به رشد سریع اقتصادی و کاهش فقر بوده است. در دهه های ۱۹۵۰ و ۱۹۶۰، سرمایه گذاری در زمینه سرمایه فیزیکی و زیربنایی، ابزار اصلی توسعه تلقی می شود. در دهه ۱۹۷۰ این بینش مطرح شد که سرمایه فیزیکی به تنهایی کافی نیست و اهمیت آموزش و بهداشت، مورد تا کید قرار گرفت. در دهه ۸۰ به بهبود مدیریت اقتصادی و افزایش نقش بازار توجه شد و در دهه ۱۹۹۰ بر اهمیت مسا له حکومت ها و نهادها تا کید شد. از اهداف توسعه هزاره سوم، توسعه اقتصادی برای کلیه افراد ازجمله جمعیت کشورهای توسعه نیافته است. با این حال در کشورهای موسوم به جهان سوم، به رغم تلاش فراوانی که در قالب برنامه های عمرانی برای کاهش توسعه نیافتگی، فقر و نابرابری صورت گرفته، مشکلاتی چون فقر و نابرابری همچنان به قوت خود باقی است و در مواردی نیز تشدید شده است. نژادسلیم، کارشناس امور تعاونی ها می گوید: فقرا، قادرند از طریق تشکیل تعاونی ها، مشکلات خود را با توسل به خودیاری و کمک متقابل، چاره جویی کنند و وضعیت خود را هرچقدر هم ما یوس کننده باشد در پرتو تلاش و کوشش جمعی و جلب حمایت های دولتی دگرگون کنند. علاوه بر این، برای سازمان های دولتی و بین المللی نیز این بستر فراهم می شود تا به جای این که به تک تک افراد کمک کنند ازطریق هدایت آنها برای تشکیل سازمان های تعاونی و ارایه حمایت های اجتماعی، مالی، آموزشی، حقوقی و... برای فقرا فرصت خودباوری و اتکا به نفس فراهم کرده و با توانمندسازی آنها از طریق برنامه های حمایتی امنیت اقتصادی، اجتماعی و روانی آنان را تامین کنند. به اعتقاد فرزین، مدیر طرح های توسعه اقتصادی و اجتماعی برنامه عمران سازمان ملل در تهران، مفهوم اصلی محرومیت زدایی و توانمندسازی فقیران، وارد کردن محرومان در چرخه اقتصادی و درآمدی است و باید با روش های کارآفرینی، اشتغال زایی و ایجاد زمینه های خوداشتغالی برای محرومان، اعتباراتی که ازسوی سازمان های حمایتی صرف اقشار آسیب پذیر می شود، به صورت بهینه هزینه کرد. به طور قطع برای شکستن خط فقر و عبور از خیال پردازی برای رسیدن به مرز واقع گرایی، آموزش ماهیگیری به جای بخشیدن ماهی لذتی را می ماند که جاودانگی آن بر نیروی بازو و اندیشه تکیه خواهد زد.

مسئولیتهای اجتماعی مدیران و بنگاههای کسب و کار

● تعریف
ترکیب "مسئولیتهای اجتماعی " "SOCIAL RESPONSIBILITY" نزد متفکران ، معانی مختلف دارد. سرتو "CERTO" و گراف "GRAFF"،مسئولیت اجتماعی بنگاه را این طور تعریف کرده اند: "تعهد و تکلیف مدیریت به انجام کارهایی که حافظ و ارتقا دهنده رفاه جامعه و علایق بنگاه باشد.""۱" کنت هاتن و ماری هاتن ، مسئولیت اجتماعی بنگاه را از منظر ذینفعان بنگاه تعریف کرده اند: "[بحث مسئولیتهای اجتماعی بنگاهها] وقتی مطرح می شود که در مدیریت ذینفعان بنگاه خللی وارد شده باشد. بی توجهی بنگاه به ذینفع خارجی ، مثلا سبب بروز پیامدهای ناگوار برای مصرف کننده کالای آن بنگاه می شود و به این ترتیب حریم و مرز جامعه شکسته می شود... پس به این ترتیب مسئولیت اجتماعی ، مسئولیت مدیر آینده نگر است .""۲"
اگر این دو تعریف را با هم ترکیب کنیم ، می توان مسئولیت اجتماعی بنگاهها یا مدیران آنها را چنین تعریف کرد:
"مسئولیتهای اجتماعی مدیران / بنگاهها عبارت است از الزام به پاسخ گویی و ارضا توقعات گروههای ذینفع خارجی اعم از مشتریان ،تامین کنندگان ، توزیع کنندگان ، پاسداران محیط زیست و اهالی محل فعالیت واحد تولیدی / خدماتی ، با حفظ منافع گروههای ذینفع داخلی اعم ازمالکان یا سهامداران و کارکنان واحد""۳"
برای شناخت مقوله مسئولیتهای اجتماعی بنگاهها و مدیران آنها، می توان از دو زاویه به موضوع وارد شد:
ـ از جهت آراء صاحب نظران و پیشینه بحث ;
ـ از جهت ابعاد و حدومرز مسئولیتها در شرایطخاص .
ـ پیشینه بحث و آرا مطروحه
مباحث قدیمی مرتبط با تعامل "جامعه " و"کسب و کار" را می توان زیر عنوان "اخلاق کسب و کار""BUSINESS ETHICS"دسته بندی کرد. برای رسیدن به ساده ترین تعریف از اخلاق کسب و کار، بهتر است از منظر کاربری اصول وارزشهای اخلاقی انسان متعارف در هدایت کسب و کار به آن توجه شود. از این منظر، اخلاق کسب و کار تفاوتی با سایر شعب اخلاق عملی مثل اخلاق پزشکی ، یا اخلاق اجتماعی ندارد.تااین جا اگر مسئولیتی برای کاسب یا پیشه ورتصور می شود از حد صداقت و انصاف تجاوزنمی کند.
آهنگری را مجسم کنید که با چند شاگرد درروستایی فعالیت می کند. جامعه روستایی از اوچه انتظاری دارد؟
ـ تولید کالای مرغوب و فروش منصفانه ;
ـ ایفای به موقع تعهدات ;
ـ رفتار انسانی و به هنجار با شاگردان و مراجعان .
مسئولیت اجتماعی کسبه و پیشه وران تاپیش از دوران جدید - یعنی عصر فعالیتهای گسترده صنعتی و تولیدی - در همین حد بوده است . در آن دوران ، نسبتهای غیر اخلاقی منتسب به کسبه و پیشه وران از جمله عبارت بوده از:
کم فروشی ، تقلب در کیفیت کالا، تقلب دروزن و حساب ، بهره کشی ظالمانه از کارکنان ،گران فروشی ، رباخواری ، دزدی ، بدرفتاری بامراجعان . در یک صدسال اخیر و خاصه دردهه های اخیر، قلمرو اخلاق کسب و کارگسترده تر و ماهیت آن پیچیده تر شده است . جک ماهونی "۴" استاد مدرسه تجارت لندن ، برای اخلاقیات کسب و کار جدید، سه خصلت قایل است :
الف) جوابگویی
اگر در گذشته ، کاسب یا پیشه ور ملزم به رعایت ضوابط و اصول اخلاقی بود، در دوران معاصر بر اثر رشد چشمگیر بنگاههای پرقدرت -که چه بسا مدیران آنها، مالک و صاحب بنگاه نیستند - توجه از فرد به بنگاه معطوف شده است و البته این حرف به معنای مبرابودن افراد ازمسئولیتهای اخلاقی نیست بلکه در شرایط جدیدآنها نماینده بنگاه و کارگزار آن شناخته می شوند ودر چارچوب فعالیت بنگاه ، مسئول و پاسخگوهستند. تاکید اجتماعی براین مقوله سبب شده که حتی پاره ای از بنگاهها برای خود ضوابط واصول اخلاقی درون سازمانی تدوین کنند،هرچند که شائبه تظاهر در این کار منتفی نیست .
ب) مسئولیت اجتماعی
کارول "۵"، در مطالعه ای که باعنوان "هرم مسئولیت اجتماعی بنگاه " منتشر شد برای هربنگاه چهاردسته مسئولیت اجتماعی قایل شده است . به تعبیر دیگر، او مسئولیت اجتماعی هربنگاه را برآیند چهار مولفه زیر می داند:
ـ نیازهای اقتصادی ;
ـ رعایت قوانین و مقررات عمومی ;
ـ رعایت اخلاق کسب و کار;
ـ مسئولیتهای بشردوستانه .
در مورد اول بنگاهها موظفند نیازهای اقتصادی جامعه را برآورند و کالاها و خدمات مورد نیاز آن را تامین کنند و انواع گروههای مردم را از فرآیند کار بهره مند سازند.
در مورد دوم آنها وظیفه دارند. به بهداشت وایمنی کارکنان و مصرف کنندگان خود توجه کنند.محیط زیست را نیالایند، از معاملات درون سازمانی بپرهیزند، دنبال انحصار نروند ومرتکب تبعیض نشوند "تبعیض قومی ، تبعیض جنسی ...".
سومین مولفه مسئولیت بنگاه ، اخلاق کسب و کار است . در این قلمرو اصولی چون صداقت ،انصاف و احترام جا دارد. چهارمین مولفه ،مسئولیتهای بشردوستانه است . تعبیر دیگرکارول از این مولفه ، "شهروند خوب " بودن است ، یعنی مشارکت بنگاه در انواع فعالیتهایی که معضلات جامعه را فرو کاهد و کیفیت زندگانی آن را بهبود بخشد.
پ) مفهوم ذینفعان
سومین ویژگی اخلاق کسب و کار جدید،پیدایش نظریه ذینفعان است . نظریه ذینفعان ازاین استدلال استفاده می کند که علاوه بر کسانی که در شرکت مفروض سهم مالکانه دارند،بسیاری از افراد و گروههای دیگر نیز در آن شرکت علائقی دارند و رفتار شرکت و نحوه راهبری آن ، بر علائق ایشان اثر می گذارد وبنابراین بایستی حقوق و علائق این طیف گسترده از ذینفعان ، در سیاستها و رفتار شرکت دیده شود.
در طیف گروههای ذینفع در بنگاهها، این گروهها را می توان مشاهده کرد: مالکان "سهامداران "، مدیران ، کارکنان ، مشتریان "مصرف کنندگان "، تامین کنندگان ، توزیع کنندگان ،دستگاههای ناظر بر حسن اجرای قوانین ،سازمانهای پاسدار محیط زیست ، مردم محل ،فعالیت بنگاه ، دولت ، رقبا، بانکها و موسسه های مالی ، رسانه ها، جامعه علمی . به این ترتیب شایدبتوان نتیجه گرفت که ویژگی سوم ، دربرگیرنده دومولفه نخست نیز هست و بنگاه یا مدیری که علائق این طیف را در بنگاه در نظر بگیرد به مسئولیتهای خود "اقتصادی ، اجتماعی ، قانونی ،اخلاقی " عمل کرده است .
● حدومرز مسئولیتها
در تعیین حدومرز مسئولیت بنگاهها، طیفی از عقاید گوناگون وجود دارد. در یک سر این طیف ، کلاسیک ، قرار دارند که معتقدند نباید هیچ محدودیتی برای بنگاه ایجاد شود. بنابه اعتقادآنها "دست نامریی " بازار، بنگاه را وادار می کندکالا یا خدمتی را عرضه کند که جامعه نیازمند آن است . از شخصیتهای بارز این دسته ، میلتون فریدمن اقتصاددان و برنده جایزه نوبل اقتصاداست .
فریدمن ضمن اعلام التزام بنگاهها به مسئولیتهای قانونی معتقد است که "مسئولیت اجتماعی کسب و کار، یکسره افزایش سوداست ""۶". درواقع او مسئولیت اصلی بنگاه رامسئولیت اقتصادی می داند و مسئولیتهای دیگرو از جمله بشردوستانه را در زمره مسئولیتهای بنگاه نمی داند.
او در توضیح نظر خود می گوید:"میل و آرزوی بنگاهها این است که تا آن جاکه می توانند درآمد کسب کنند منتها ضمن رعایت قواعد اساسی جامعه - چه آنها که قانون دارد و چه آنها که در عرف اخلاقی جامعه مستتراست " "همان جا".
در سر دیگر این طیف کسانی قرار دارند که به طور خلاصه معتقدند از آن جا که حیات بنگاه بستگی مستقیم به حیات جامعه دارد و بنگاه درون دادهای خود را از جامعه می گیرد وبرون دادهای خود را به درون جامعه می ریزد،بنابراین مسئولیتهای اجتماعی بنگاهها همه جانبه و فراگیر است و از جمله باید در حل و رفع معضلات اجتماعی با جامعه همکاری ومشارکت کنند.
کارول این مسئولیتها را به یک هرم تشبیه کرده است که هرچه از قاعده "مسئولیتهای اقتصادی " به سمت نوک هرم "مسئولیتهای بشردوستانه " پیش برویم ، از شدت و وسعت مسئولیتها کاسته می شود. "کارول همان جا" جنبشهای حمایت از مصرف کنندگان وشهروندان از جمله معتقدان به بسط دامنه مسئولیت بنگاهها هستند. این جنبشها در بیشترکشورهای پیشرفته صنعتی فعال هستند.
در میانه این طیف میانه روها قرار دارند که فرد شاخص آنها پیتر دراکر است . نظرات او درسه فصل از کتاب مهم او به نام "مدیریت ""۷" به تفصیل آمده است که به خاطر رعایت اختصار،چکیده آن نقل می شود.
دراکر نخستین و مهم ترین مسئولیت اجتماعی هر موسسه را عملکرد وظیفه و کار آن می داند و می گوید اگر بنگاهی نتواند کار اصلی خود را به خوبی انجام دهد، توان هیچ کار دیگر راندارد.
به زعم او کسب و کار ورشکسته ، نه کارفرمای خوبی است ، نه همسایه خوب ، نه عضو خوب جامعه است ، و نه می تواند برای گسترش کار خود سرمایه کافی فراهم کند وبنابراین نمی تواند شمار بیشتری را مشغول به کارکند. بنابراین از نظر دراکر، نخستین "قید"مسئولیت اجتماعی بنگاه ، بالابودن حجم ومیزان مسئولیت آن در انجام موفقیت آمیز رسالت خود است . این حرف بسیار شبیه نظر فریدمن است که همچنانکه پیشتر گفته شد مسئولیت اقتصادی بنگاه را مسئولیت اصلی اجتماعی آن می داند.
دومین قید مسئولیت از نظر دراکر قیدشایستگی و اهلیت است . او می گوید پذیرفتن مسئولیتهایی که شایستگی انجام آن را نداریم "عین مسئولیت ناشناسی " است زیرا هم سطح توقع را بالا می برد و هم در نهایت سبب سرخوردگی و یاس متوقعان می گردد. بنگاههاباید شایستگی ، مهارت و اهلیت لازم برای ایفای رسالت اصلی خود را کسب کنند.
موارد اهلیت بنگاهها، عینی و مشهود است و بنگاهها در غیراز این موارد، اهلیت ندارند. قوت هر بنگاه بایددر سنجش پذیری ، نقدپذیری و پاسخگو بودن آن باشد "مثل بهره وری ، سودآوری ، کیفیت و غیره ".اگر بنگاه به این اصول بی توجه باشد. ضعیف وبیمار است . هم چنین اگر در امور ناملموس - مثل سیاست ، امور عاطفی و حسی ، تصدیق وتکذیب اجتماعی ، ایجاد ساختارهای مربوط به روابط و مناسبات قدرت - دخالت کند و نیرو وتوان خود را در این امور صرف کند، احساس راحتی و آسایش نخواهد کرد.
از نظر دراکر مهم ترین قید مسئولیت اجتماعی ، قید مشروعیت و اقتدار است . از آن جا که مسئولیت بدون اقتدار معنا ندارد بنابراین مسئولیت همواره با اقتدار همراه است ; به همین سبب هرکس دعوی مسئولیت می کند، در واقع دعوی اقتدار دارد و بر عکس هرکس اقتدار دارد،مسئول است . او به طنز می گوید فقط نظامهای خودکامه و شهامت خواه هستند که در عین اقتدارکامل ، خود را در برابر هیچ کس و هیچ چیز،مسئول نمی دانند!
بنابراین از نظر دراکر وقتی از بنگاهی خواسته می شود که مسئولیت حل و رفع یکی ازگرفتاریها و ابتلائات جامعه را بپذیرد. باید به دقت بیندیشد و ببیند آیا اقتدار مستتر در این مسئولیت ، مشروع است یا خیر. اگر این اقتدارمشروع و موجه نباشد، پذیرش مسئولیت مشگل گشایی ، در واقع غصب مسئولیت است .پس معلوم می شود حتی اگر سازمان یا بنگاه اقتدار انجام کاری را داشته باشد باید در منشا آن اقتدار دقت کند و از مشروعیت آن اطمینان یابد.
باتوجه به این قیود و محدودیتها، به راستی بنگاهها چه مسئولیتهایی دارند؟ به نظر دراکرمسئولیتهای اجتماعی بنگاهها را می توان به قرارزیر برشمرد:
۱) پرداختن تمام و کمال به مسئولیت ، وظیفه ورسالت اصلی بنگاه . یعنی مثلا اگر وظیفه ورسالت آن تولید خودرو است ، این کار را به بهترین وجه ممکن انجام دهد و در مسیر تکامل و بهبود مستمر آن بکوشد.
۲) مسئولیت فرآورده ها و خدمات . بنگاه ومدیران آن در برابر پیامدها و عوارض محصولات خود مسئولند و باید در برابر آن پیامدها مسئول نگاه داشته شوند.
۳) مسئولیت فرآیندها. بنگاه و مدیران آن نسبت به فرآیندهای تولید مسئول هستند. فرآیندهای تولید نباید هزینه اجتماعی تولید کند و چنانچه به ضرورت چنین وضعی رخ دهد، میزان آن هزینه ها باید در کمترین حد ممکن باشد. برای روشن تر شدن مطلب مثالی می زنیم . چنانچه بنگاه موردنظر تولیدکننده انواع نئوپان باشد نظربه اینکه ماده اولیه آن از جنگل تامین می شود،این کار نباید با ویران ساختن منابع جنگلی همراه باشد. بهره برداری از جنگل باید به شیوه ای باشدکه به آن آسیب نرساند.
از طرف دیگر در فرآیندتولید باید دقت شود به طوری که ضایعات آن "بویژه چسب و مواد شیمیایی " محیط زیست راآلوده نکند. ذرات معلق و غبار را مهار کند و درموارد ناگزیر "مثل آلودگی صوتی " آسیب را به کمترین میزان ممکن برساند.
۴) مسئولیت اخلاقی . بنگاه و مدیران آن باید دردادوستد و کسب و کار به اصول اخلاقی متعارف جامعه به دیده احترام نگاه کرده ، خود را به آن اصول مقید و پایبند بداند. دراکر نتیجه می گیردکه در جامعه پلورالیست ، مسئولیت ارتقا و بهبوداجتماع ، یک معضل و مقوله دایمی است که هیچ گاه حل نمی شود. بخشی از این مسئولیت درچارچوب آنچه گفته شد متوجه بنگاه و بخشی ازآن متوجه نهادهای ذیصلاح - مثل دولت وسازمانهای وابسته به آن - است .
ولی در هرحال بنگاههای بزرگ و مدیران آنها باید به معضلات وگرفتاریهای جامعه بیندیشند. آنها باید امکان تبدیل پروژه "حل یک معضل و نابسامانی اجتماعی " را به "یک فرصت کار و کاسبی "،بررسی کنند. به نظر دراکر مدیران هرگز از این نگرانیها و مسئولیتها فارغ نیستند. نکته اساسی در نظریات دراکر این است که هرکس باید به کاری به پردازد که
اهلیت و اقتدار و مشروعیت انجام آن را داشته باشد.

 

 

 

10 قانون براي موفقيت کسب و کارهاي کوچک

اگر ميخواهيد کسب کار تازه اي راه اندازي نمائيد يا اينکه کسب و کار کوچکي داريد که مي خواهيد موفقتر باشيد، اصول دهگانه زير را هميشه مد نظر داشته باشيد. هرکدام از اين اصول بخشي از موفقيت شما را تضمين خواهد کرد. اگر در حال راه اندازي کسب و کار جديد هستيد، در اصول کاري که براي خود در نظر خواهيد گرفت موارد زير ار حتما لحاظ نمائيد تا موفقيت کسب و کار جديد را تضمين کرده باشيد.

1) هدف داشته باشيد

شما همه چيز براي همه مردم نيستيد. بر روي مشتريان مخصوص خودتان تمرکز کنيد و سعي کنيد آنها را راضي کنيد. بازار هدف شما معمولا بخش خاصي از مردم هستند نه همه مردم.

2) متفاوت باشيد

اگر رقباي شما کاري را انجام مي‌دهند، شما انجام ندهيد. از بازارهاي شلوغ پرهيز کنيد که در اين بازارها همه محصولات و تبليغات آنها مانند هم هستند.

3) يک تيم داشته باشيد

براي پرنمودن يک جاي خالي در کسب و کارتان استخدام نکنيد. افراد را براي اين استخدام کنيد که بخشي از تيم شما باشند و کسب و کار شما را بسازند.

4) سريع باشيد

زمان گرانبهاترين کالاي شماست. وقتي قرار است کاري را روز جمعه انجام دهيد، سعي کنيد آنرا پنجشنبه عصر انجام دهيد. همه تلفنها و ايميلها را سريع پاسخ دهيد.

5) تشکر کنيد

خيلي زياد. به مشتريان و کارمندان خود بگوئيد که چقدر براي شما مهم هستند. حتي بهتر از اين، اينکار را با روشهاي قديمي انجام دهيد، قلم را برداريد و اين مطلب را براي آنها بنويسيد.

6) يکرو باشيد

مطمئن باشيد که کسب و کار شما داراي ظاهر و درون يکسان باشد. مشتري هميشه بايد با تمام افراد در کسب و کار شما يک ارتباط مناسب داشته باشد.

7) لبخند بزنيد

قيمت، محصولات، کيفيت يا خدمات شما دليل خريد يک مشتري از شما نيست، بلکه مشتري چون شما را دوست دارد از شما خريد مي‌کند.

8) خوش‌بين باشيد

هميشه نيمه پر ليوان را ببينيد. نگرش مثبت شما در انتها بر همه چيز غلبه کرده و تمامي مسائل جانبي شما را دربرخواهد گرفت.

9) فروشنده مهربان

تلاش نکنيد با فشار و زور خدمت يا محصولي را به مشتري بفروشيد. مشکلات را حل کرده و نيازهاي مشتري را برطرف نمائيد. بهترين کاري که مي‌توانيد براي مشتري انجام دهيد.

10) آسايش خود را فراموش کنيد

هيچگاه اعتقاد نداشته باشيد راهي که مي‌رويد هميشه بايد برويد. هيچگاه باور نکنيد که ايده‌هاي جديد يا تکنولوژي جديد بدرد شما نمي‌خورد. 

+ نوشته شده در  شنبه یازدهم اردیبهشت 1389ساعت 12:41  توسط کارآفرینان   | 

 

کار آفرینان موفق دارای 3حوزه شایستگی می باشند:

1-دانش

2-مهارت

3-خصوصیات ونگرش کار آفرینانه

الف: دانش

دانش به اطلاعات ذخیره شده ای که در زمان مناسب  مورد استفاده قرار می

گیرد .دانش در اقتصاد ممکن است ازطریق آگاهی یاموارد زیر خود را نشان دهد:

1-فرصت شغلی

2مشتری

3-بازار

مسائل فنی

وغیره

ب:مهارت

توانایی به کار بستن دانش  را مهارت می گویند.مهارت را می توان از طریق ممارست یا تمرین بدست آورد.مانند: پرواز کردن، شنا کردن

در حوزه ی اقتصاد و تجارت دو نوع مهارت وجود دارد:

 1-مهارتهای فنی

الف:مهندسی

ب:تجاری

ج:رستوران داری

و غیره

 2-مهارتهای مدیریتی

الف:رهبری

ب:برنامه ریزی

ج:مدیریت مالی

و غیره

ج:خصوصیات و نگرش کار آفرینانه:

منظور خصوصیات و ویژگی هایی که شخصیت یک فرد را تشکیل می دهد می باشد.

با مطالعه ای که در کشور هندوستان و مالاوی و اکوادور انجام شد 14 خصوصیت کارآفرینان موفق را شناسایی کردند که خلاصای از آن عبارت است از:

1-پیگیر است

2-به کیفیت بالا اهمیت می دهد

3-اعتماد به نفس خود را نشان می دهد

4-متعهد است

5-صریح و رک است

و ...

به طور حتم اگر کسی این سه شایستگی را نداشته باشد در اداره فعالیت اقتصادی موفق نخواهد بود.

اکنون این سئوالات پیش می آید:

1-فرد فقط دانش یا مهارت داشته باشد؟

2-فرد فقط دانش و ویژگی کار آفرین را دارا باشد؟

3-فرد فقط  مهارت و ویژگی کار آفرین  را دارا باشد؟

اکنون به این سئوالات پاسخ می دهیم:

پاسخ1:

شخصی که در کارش مهارت  ودانش را داشته باشد حتی اگر موفق هم باشد کارش دوام  نخواهد داشت،مثلاَ ممکن است استقامت و پشتکار لازم را نداشته باشد.

پاسخ 2:

شخصی که این دو مهارت را داشته باشد ممکن است نتواند موردی را بیابد که این دو شایستگی  را به کار ببندد.راه حل این است که کسی را استخدام کند مهارتهای لازم را در کار دارا باشد.

پاسخ3:

چنین فردی ممکن است نتواند کار خود را شروع کند.در یک محیط رقابتی نداشتن دانش به شکست منجر می شودداشتن  دانش در فعالیت های اقتصادی ضروری می باشد.

 

 

 

شناسایی کار آفرینان مستعد

کارمندان از وضعیت مزد گیری ناراحت می باشد دلایل آن عبارت است از :

1-از امر ونهی خوششان نمی آید

2-درآمدشان یا مزد گیری آنها ثابت می باشد

3-از وابستگی به کارفرما ناراحت هستند

4-توانایی هر شخص شناسایی نمی شود.

و...

 

کارمندان ناراضی به دلیل  ناراحتی به دنبال فرصت هایی برای خود اشتغالی می باشد،

که این دلایل عبارتند:

 

1-می خواهند مستقل باشند

2-می خواهند خودی نشان دهند

3-به دنبال درآمد اضافی هستند

و...

کارآفرینی اگر چه توصیف یک شخص خود اشتغال می باشد،اما بیشتر از یک شغل می باشد.شخص کار آفرین بای با دیدی واقع بینانه به ویژگی های خودش نگاه کند.

با پاسخ دادن به سئوالات زیر میتوانید بفهمید که دارای چه نوع تواناییهای کار آفرینانه ای هستید؟

 

1-آیا برای هدفتان حاضرید سخت کار کنید؟

2-آیا رابطه ی شما با دیگران خوب است؟

3-آیا اعتماد به نفس دارید؟

4-آیا شنونده ی خوبی هستید؟

هر چقدر پاسخ مثبت  شما به این سئوالات بیشتر باشد ممکن است بیشتر کار آفرین باشید .یک کار آفرین اگر به مردم کمک کند که سطح زندگیشان بالا برود  کار آفرین هم در خدمت جامعه و هم یک کار آفرین خوب خواهد بود.

 

 

 

سخت کوشی : برای اداره یک فعالیت تجاری انرژی و پشتکار لازم است.

اعتماد بنفس : برای موفقیت لازم است خود را باور داشت وبه توانایی های خود ایمان داشت.

ساختن برای آینده : کارآفرین براي رسيدن به هدفش بسيار صبور است است.

سود محوری : بخش بیشتردرآمد را برای گسترش کسب وکار خود به کار گیرد.

هدف محوری : توانایی داشتن اهداف واقع بینانه و تلاش برای رسیدن به آن هدف

پیگیری و مقاومت : همان پشتكار و تلاش فراوان است.

کنار آمدن با شکست : همه کسب و کارها گاهی موفقیت دارند  وهم شکست مهم این است که شکست را بپذيريم و با اميد به آينده بيشتر تلاش كنيم.

واکنش نشان دادن به بازخورد : بازخورد یا سنجش یکی از کارهایی است که کارآفرینان برای اینکه بدانند چقدر در کارشان موفق هستند لازم و ضروری است.

ابتکار نشان دادن : یکی از خصایص مهم کار آفرینان ابتکار است که همیشه بهترین کاریا ایده را می دهند و همیشه مسئولیت موفقیت یا شکست آن را به عهده می گیرند.

گوش شنوا داشتن : با مشورت با  کسانی که مهارت و یا تخصص در کار خود دارند می توانیم موفق تر باشیم .

تعیین استاندارد های شخصی : برای خودمان استاندارد عملکرد تعیین کنیم.  يعني قوانيني، كه خود را موظف به انجام آن ها مي كنيم.

کنار آمدن با تردید ها: کارآفرین باید تردیدها را تحمل کند و بتواند خود را آرام نگه دارد.

متعهد بودن : کارآفرین باید از همه لحاظ خود را وقف كار كند. و آن یکی ازبالاترین اولویت های زندگی اش باشد.

تاکید بر نقاط قوت : کارخود را بر اساس دانش و مهارتی که به صورت کامل در آن تسلط دارد جلو مي برند.

اعتماد پذیری وانسجام شخصیتی : اخلاق خوب و جلب اعتماد دیگران یکی دیگر از خصایص مهم کا رآفرینان است

ریسک پذیر بودن :از انجام ريسك هاي نسنجيده خودداري مي كنند.

 

 

 

کارآفرین 1 : آقای امید کردستانی

امید معاون فروش و مدیر تولید در چند شرکت بین المللی است که در زمینه مدیریت فروش و بازرگانی و کسب و درآمد در شرکت های بزرگی مشغول به کار است.

از ويژگي هاي بارز و اصلي او مي توان از داشتن پشتكار، در واقع همان پيگيري و مقاومت، داشتن اعتماد به نفس، سخت كوشي و متعهد بودن را نام برد.

 

کارآفرین الف : آقای جان گيتاو

جان 3 سال است که مالک یک رستوران کوچک است.

شايد به جرات بتوان گفت كه مهمترين عامل موفقيت آقای جان گيتاو در كارش داشتن ويژگي " ساختن برای آینده" بوده است اما ويژگي هايي مثل : پيگيري و مقاومت، كنار آمدن با شكست و كنار آمدن با ترديدها در پيشرفت او بي تاثير نبوده اند.

 

 كارآفرين ب :  خانوم دوریس اسمیت

دوریس یک فروشگاه اقلام بهداشتی و دارویی دارد. حدود 6 سال است که این کسب و کار را راه انداخته است.

خانم دوريس اسميت با داشتن تاكيد بر نقاط قوت خود و همچنين داشتن اعتماد به نفس توانست به عنوان تنها زن  داروخانه دار در شهر خود مشغول به كار شود.

البته ويژگي هايي مثل هدف محوري، ريسك پذيري، سود محوري و داشتن ابتكار در موفقيت او نقش به سزايي داشتند.

 

كارآفرين پ :  خانوم مری استاتوس

مري مالك يك فروشگاه آشپذي و لوازم آشپزخانه است. حدود 6 ماه است كه به اين كار مشغول است.

مري به اعتقاد خود فرد خوشبيني است و همچنين اين كه به اصل سود محوري توجه زيادي دارد ولي ويژگي هايي مثل :  اعتماد به نفس، هدف محوری، ریسک پذیري، پیگیری و مقاومت و  هدف محوری از ويژگي هاي او است.

 

کارآفرین ت : خانم پت اوبرایان

 پت اوبرایان یکی از چهار مالک یک شرکت است که صاحب یک استگاه رادیویی محلی است. پت و شرکایش این فعالیت را 10 سال پیش شروع کردند.

در ابتدا می توان علاقه شخصی به کار را در خانم اوبرایان دید. نکته بعد اطلاعات وی از کاری که می خواهد شروع کند با پشتکار و سخت کوشی و اعتماد به نفس کاری را با هدف سودی که در آینده خواهد داشت با ریسک شروع می کند. ویژگی دیگر ابتکار وی است. همچنین کار گروهی را در این باره به او کمک زیادی کرده است. اعتماد پذیری و انسجام شخصیتی و هدف محوری باید در گروه او باشد.پی گیری و مقاومت در ابتدای کار برای تهیه پول خرید دستگاه نیز کمک زیادی به او کرده است. گوش شنوا داشتن و شنیدن تجارب دیگران نیز به مهارت او اضافه می شود.

 

کارآفرین ث : آقای اندرو اسمیت

 اندرو اولین فروشگاهش را 12 سال پیش راه انداخت و اکنون در خیلی از مناطق حومه شهر نیز فروشگاه دارد.

از نظر ابتدایی ایشان می توان برداشت ریسک سنجیده را داشت. نکته مهم دیگر شناخت خلأ بازار و نشان دادن ابتکار عمل می باشد. ساختن برای آینده و سود محوری نیز مشاهده می شود. مشکلاتی که در کار وی پیش آمده تردید هایی است که او با پیگیری و مقاومت می تواند بر آنها غلبه کند.

 

کارآفرین ج : آقای استفن بودرو

استفن مالک شرکتی است که تخصصش بازاریابی و ارتباطات است. وی چهار سال است که به این کار اشتغال دارد.

حس اعتماد به نفس و ریسک او در بیرون آمدن از کار قبلی با شرایط خوب را در ابتدا می توان در نظر گرفت. با هدف محوری و سود محوری کار خود را آغاز نموده است. ساخت برای آینده را نیز می توان در فرستادن اعلامیه به دوستان و تهیه خبرنامه دید. در آخر نیز تاکید وی بر نقطه قوت کاریش است؛ یعنی مهارت فروش.

 

کارآفرین چ : آقای مانوئل لوپز

مانوئل یک گالری هنری دارد که تخصصش ارائه پوستر و نقاشی های هنری اصل و امضائ شده است.

داشتن گوش شنوا و دریافت اطلاعات از کاری که می خواهد راه بیاندازد ریسک سنجیده را به دنبال دارد. سؤال و پرسش از دیگران بدون خجالت نیز اعتماد به نفس و انسجام شخصیت وی را می رساند. سخت کوشی و مقاومت در کار لازم است. همچنین متعهد بودن به کار که در تمامی اوقات به فکر کار بودن است.کنار آمدن با مشکلات و تکیه بر نقطه قوت نیز در کار وی مشاهده می شود. به تعیین استاندارد های شخصی و هدف محور بودن را نیز می توان اشاره کرد.

 

از مهمترين عوامل موفقيت حامد  مي توان ازتاکید بر نقاط قوت، ابتکار عمل داشتن، متعهد بودن، ریسک پذیری، کنار آمدن با تردیدها، شناسایی فرصت ها و خلاقیت داشتن را نام برد.

 

کارآفرین خ : خانوم کیم نلسون

 کیم یک صرافی دارد و حدود 4 سال است که آنجا را اداره می کند.

از مهمترين عوامل موفقيت حامد  مي توان از : ابتکار عمل داشتن، ریسک پذیری، تاکید بر نقاط قوت، متعهد و كنار آمدن با ترديد ها را نام برد.

 

 

 

اهمیت کارآفرینان

کارآفرین فردی است که با محیط پیرامون خود كارها را انجام مي دهد. کارآفرینان در استفاده از منابع، در زندگی شخصی خود و هم در موقعیت ها و محیط های کسب و کار يك كارشناس ماهر هستند. برای اینکه یک اقتصاد بازار محور، خوب و کارآمد و با سود فراوان عمل کند، لازمه اش حضور کارآفرینان است. کارآفرین موفق کسی است كه مشتري ها را به خوبي ارزيابي كرده و شيوه فروش خود را بر اساس آن تنظيم مي كند.

 

 

 

سبک های رهبری

کارآفرینان مسئول تنظیم اهداف و تدوین طرح و برنامه برای کسب و کار خود هستند.

خصوصیات رهبری می بایستی توسط خود شخص و درون وی ایجاد شوند،زیرا این ویژگی ها و خصوصیات از شخصی به شخص دیگر متفاوت هستند.

سه سبک رهبری ذیل به طور معمول مورد استفاده قرار می گیرند:

سبک 1ـ"  مشت آهنین " رهبری خودکامه" یا همان دیکتاتوری

سبک2ـ" سبک نظر سنجی "یا رهبری دموکراتیک"

سبک 3ـ "سبک رانندگی بی دست "

بیشتر رهبران ترکیبی از این سبک ها را به کار می برند و بسته به وضعیت ومورد نظر رهبران دنیای کسب و کار 2 مسئولیت را برعهده دارند:

1ـ مسئولین های شغلی "به انجام رساندن کار"

2ـ مسئولیت نسبت به مردم ،یا همان حفظ روحیه کارمندان و کارگران.

یک رهبر معمولاً آماده است تا با چالش هایی مواجه شود. یک رهبر کلیه وظایفی را که باید به انجام برساند درک می کندو قادر است راه های نو و ابتکاری را برای انجام شدن آن کار تعیین نماید.

یک رهبر خوب قادر است به توازن مناسبی میان 2 مسئولیت ، کارهای اجرایی و کارهای فکری دست پیدا کند.

شیوه های ذیل ، تکنیک هایی هستند که معمولاً کارآفرینان برجسته فرد – محور جهت انگیزه بخشی ،و هدایت کارمندان خود به کار می بندند:

1ـ روحیه اعتماد بنفس و خود باوری کارکنان.

2ـ اطلاع رسانی به کارمندان در مورد وظیفه آنها.

3ـ بخشی از مسئولیت و اختیار را به زیر دستان واگذار می کند.

4ـ از نقش رابری خود برای حفظ ارتباط شخصی با تمامی کارمندان بهره می جوید.

5ـ کار خوب را تشویق و کار بد را مذمت می کند. تا کار خوب تقویت شود و کار بد تکرار نشود.

6ـباید بازخورد ششنیده ها را در خود مشاهده کند.

7ـ تعین هدف های خاص بصورت شفاف و روشن.

8ـ  به کار گیری روش درست انتقاد و پیشنهاد.

 

 

شخصیت کارآفرینانه

برای بسط و گسترش شخصیت کارآفرینانه موارد زیر را مد نظر قرار دهید:

گام اول:

خودارزیابی

الف) کار ها و ویژگی های خوبی که از قسمت های قبل یاد گرفتید را مانند یک فهرست تهیه کنیدو بنگرید که کدام ها را  1)دارید 2)کمی دارید 3)ندارید

ب) از اعضا و دوستان خود بخواهید در همان آزمون به شما نمره بدهد. نمره ها را با نمره های خودتان مقایسه کنید.

گام دوم

تدوین یک برنامه اجرایی شخصی

الف)خود را متقاعد کنیدکه می خواهید شخصیت و آداب اجتماعیتان را بهبود بخشید.

ب)برای تنظیم و تدوین برنامه ای که موجب تغییر و تحول شما می گردد، به دوستتان،والدین، و معلمتان روی بیاورید.

 ج) از رفقا ، والدین، معلمانتان بخواهید تا در تدوین برنامه ای اجرایی کمکتان کند.

گام سوم

به اجرا گذاشتن برنامه

الف)برای توسعه و تقویت عادات شخصی مثبت ،به سختی تلاش کنید.

ب)سعی کنید با حداکثر سرعت،از شر عادات بد و ناپسندتان خلاص شوید.

ج)برنامه های هدف مند و کوتاه مدت هفتگی برای خود تنظیم کنید.

گام چهارم

به صورت منظم خود را بیازمائید

الف)مجددا بر اساس خصوصیات شخصی و اجتماعی به خودتان نمره دهید و ببینید وضعتان بهتر شده یا خیر.

ب)بر روی نقاط ضعف خود کار کنیدتا آنها را رفع کنید.

ج)ببینید آیا مجدداً به عادات ناپسند خود بر می گردید و در صورتی که چنین است ، باز به سراغ برنامه اجرایی بروید

 

 

 

1

سبک های رهبری

کار آفرینان مسئول تنظیم اهداف و تدوین طرح و برنامه برای کسب و کار خودهستند.

خصوصیات رهبری می بایستی توسط خود شخص و در درون وی ایجاد شوند.زیرا این ویژگی هاو خصوصیات از شخصی به شخص دیگر متفاوت هستند.سه سبک رهبری ذیل به طور معمول مورد استفاده قرار می گیرند:

سبک1:سبک "مشت آهنین"یا "رهبری خود کامه".

سبک 2:سبک "نظر سنجی "یا "رهبری دموتراتیک".

سبک3: سبک"رانندگی بی دست" یا رانندگی از صندلی عقب.

بیشتر رهبران ترکیبی از این سبک ها را به کار می گیرند البته بسته به گروه و وضعیت مورد نظر رهبران دنیای کسب و کار 2 مسئولیت اصلی دارند:

1-      مسئولیت های شغلی، یا همان به انجام رساندن کار

2-      مسئولیت نسبت به مردم، یا همان حفظ روحیه کارمندان و کارگران

                  یک رهبر، کل وظایفی را که باید به انجام برساند را کاملا درک می کند و قادر است راههای نو و ابتکاری را برای انجام شدن آن کار تعیین نماید.

شناخت و درک مسئله رهبری می تواند به کارآفرینان کمک کند که رهبران موثر تر و کارآمد تری شوند.

کارآفرینان در انگیزه و روحیه بخشیدن به کارمندان خود بسیار موفق عمل می کنند.
شیوه های زیر تکنیک هایی هستند که معمولا کارآفرینان برجسته فرد محور جهت انگیزه بخشی و هدایت کارمندان خود به کار می بندند:

1-      روحیه اعتماد به نفس و خودباوری کارکنان را از طریق تحسین و قدر دانی از کار خوبشان تقویت می کند.

2-      بخشی از مسئولیت و اختیار را به زیر دستان واگذار می کند.

3-       از نقش رهبری خود برای حفظ ارتباط شخصی با تمامی کارمندان بهره می جوید.

4-      رفتارعای مناسب و قابل قبول را مورد پاداش و تشویق قرار می دهد.

5-      شنونده خوب و فعالیست.

6-      تعیین هدف های خاص، کاملا شفاف و روشن

 

 

خصوصیات کا آفرینانه

1.سخت کوش:لازمه پشت کار فراوان است و شامل توانایی انجام کار در ساعات طولانی و کار طاقت فرسا است.

2.اعتماد به نفس:کاافرین باید دارای خود باوری باشد و به توانایی خویش برای رسیدن به اهداف خود ایمان داشته باشد.

3.ساختن برای آینده:هدف بیشتر کسب و کار برای آینده بر اساس توانایی های خویش است در طی چندین سال.

4.سود محوری :توجه به امر پول سازی یه همان درامد زدایی.همیشه خود کسب و کار در بالاترین اولویت قرار دارد.

5.هدف محوری: موفقیت در کسب و کار وابسته به اهداف است که با اراده و عزم به انها دست پیدا می کنند.

6.پیگیری و مقاومت :تمام کسب و کار ها با مشکلاتی مواجه می شوند که با پشتکار کارآفرین که یک کلید اساسی برای کارآفرین است حل می شوند.

7.کنار آمدن با شکست: در هر کسب و کار گاهی موفق و گاهی شکست می خوری ،کنار آمدن با شکست باعث درک شکست و کسب تجربه است.

8.واکنش نشان دادن با بازخورد:کارآفرینان همیشه کار خود را مورد سنجش قرار می دهند .نظر سنجی یکی از ویزگی های مهم کارافرینان است.

9.ابتکار نشان دادن :کار آفرینان موفق اغلب ار خود ابتکار به خرج می دهند و شخصا مسؤلیت کار را بر عهده می  گیرند.

10.گوش شنوا داشتن:کارآفرینی موفق است که هم به درون خود نگاه کند و هم از منابع خارج استفاده کند.

11.تعین استاندارد هایی شخصی:تعین استاندارد های عملکرد مانند کیفیت،فروش و یا تولید محصول و تلاش برای رسیدن به آن یک شاخصه کارآفرین است.

12.کنار آمدن با تردید ها:در مقایسه با  وضعیت مزد بگیری و کار کردن برای دیگران کار آفرین بودن وضعیت بی ثبات تری به حساب می آید. این بی ثباتی درباره ی فروش و تولید و بازگشت سرمایه است کنار آمدن با این بی ثباتی ها یکی از ویژگی های کارآفرینان است.

13.متعهد دبودن : لازمه شروع یک کسب و کار ، وقف کامل کارآفرین از لحاظ زمان پول و سبک زندگی است.

14.تاکید بر نقاط قوت:آدم های اقتصادی بر اساس توانایی هایی که دارند کاری را انجام می دهند مانند مهارت های علمی ،ارتباطی و نوشتاری و...

15.اعتماد پذیری و انسجام شخصی:از خصوصیات ضروری یک کارآفرین صداقت،انصاف و تعهد نسبت به کاری است که وعده داده است.

16.ریسک پذیر بودن:کارآفرین بودن شامل ریسک و مخاطره است

 

1-کار آفرین ج آقای استفن بودرو

1- ریسک پذیر بودن: آقاس استفن بودرو بدون اینکه سرمایه ای  داشته باشد چنین مسئولیت سنگینی را به عهده گرفت

2- اعتماد به نفس او با اینکه می دانست ممکن است از پس این کار برنیاید ولی با اعتماد به نفس بالا این کار را ادامه داد

3- پیگیری و مقاومت : با اینک ه کارهای زیادی دررابطه با شغلش داشت ولی با پیگیری مقاومت کارهای دیگر را هم دنبال می کرد و تا این حد که خبر نامه تهیه میکرد وبرای همکارانش میفرستاد

2- کار آفرین  : خانم کیم نلسون

واکنش نشان دادن به بازخورد:

با اینکه خانم کیم شغل پر دردسری دارد و کار او امنیت بالایی می خواهد نسبت به این موضوع عکس العمل نشان داده و یک نگهبان را استخدام کرده

2- سخت کوش بودن : با اینکه 25 سال بود که دریک صرافی درکنار کسی دیگری کار میکرد بازهم با امید فراوان کار خود را ترک نکرد تا اینکه یک صرافی جداگانه برای خودش تاسیس کرد .

3- کنار آمدن با شکست :با اینکه در مجتمع آنها جرم و جنایت یک مشکل جدی برای کسب و کار آنها بود ولی با این موضع به راحتی کنار آمده بود

 

 3- کار آفرین چ : آقای مانوئل لوپز

1- هدف  محوری : با این که اطلاعات زیادی از ورود کارهای هنری نداشتند ولی با این وجود هدف خود را دنبال می کرد و کم کم اطلاعات درمورد این کار جمع آوری کرده که او رابه هدفش نزدیکتر کرد

2- ابتکارنشان دان : هرچه روزها می گذشت بسته بندی به چیزهایی که می فروخت قشنگتر می شد

3- پیگیری و مقاومت : با این که کارهای هنری تفکر وخلاقیتی بالایی می خواهد اوسعی کردذ که باپیگیری های زیاد به این موضوع دست یابد

کار آفرین ح : آقای حامد الببیتار

1-                 اعتماد پذیری و انسجام شخصی : با اینکه دوستانش اورا به کارهای دیگری نیز از این کار دعوت می کردند ولی او با علاقه ایکه به این کارداشته است این کار رابا اعتماد به نفس بالا شروع کرد

2-                       ریسک  پذیری : با این که یک کار پردردسر و ریسک بالایی را می خواهد ولی او این کار را انتخاب کرد

3-                 اعتتماد به نفس : بااینکه 9 جای دیگر وجود داشت که این کارها راانجام می دادند ولی او بااعتاد به نفس بالا کار می رکد

شخصیت کار آفرینانه :

گام اول فهرست تهیه کردن در مورد اینکه شایستگی های یک کارآفرین را در طی این چند یادگیرفته اید یانه

 گام دوم

1-                 به خود القا کردن که می توان کار آفرین نمونه باشیم

گام سوم

2-                 الف ) تلاش و پشتکار اضافی برای انجام دادن کارها

   ب) تهیه کردن برنامه هدفمند و کوتاه مدت هفتگی

گام چهارم : الف) آزمودن خود درمورد اینکه به آن چیزی که می خواسته اید رسیده اید  یانه

ب) کارکرد روی نقاط ضعف و قدرت

 

 

 

مصاحبه با 10کارافرین

 

کارافرین آ :آقای امید کردستانی

سود محوری :در طی یک دوره 18 ماهه درامد سالانه شرکت نت اسکیپ را از 88 میلیون دلار به 200 میلیون دلار افزایش د اد

سخت کوشی :استخدام شدن در گوگل

اعتماد پذیری:جلب اعتماد مشتریان و کار با او

هدف محوری: موفقیت شرکت گوگل

کارافرین الف :آقای جان گیتاو

سخت کوش بودن:در همه سطوح کار تجربه کرده

کنار امدن با تردید ها : فراز و نشیب داشتن مسیر شغلی

هدف محوری:مدیر شدن و هدایت دیگران

 

کارافرین ب:خانم دوریس اسمیت

 سود محوری:تا جایی که امکان داشته باشد به سود فکر می کنم

اعتماد پذیری :از محل کار خارج نمی شوم

سخت کوشی : تنها زنی هستم که در داروخانه در شهر کار میکنم

هدف محوری :شغل و کار خوبی در اختیار دیگر زنان قرار دهم

 

کارافرین پ:خانم مری استاتوس

سود محوری :تنها چیزی که برای من مهم است بازار یابی برای کالاست

کنار امدن با تردیدها: با وجود اینکه درامد خوبی ندارم اما به دنبال یک موقعیت خوب هستم

ساختن برای اینده:راه اندازی فروشگاهای جدید تر

 

کارافرین ث :اقای اندرو اسمیت

ریسک پذیر بودن: برای راه اندازی یک کسب و کار ادم باید کمی دیوانه باشد

هدف محوری :خلا خاصی که در محله حس میشد

ابتکار نشان دادن :وارد کردن لوازم اشپزی و اشپز خانه با کیفییت

کنار امدن با تردید ها :چون برای مدیر یکی از فروشگاهها مشکلی پیش امده پس باید یک مدیر جدید استخدام کرد

 

کارافرین ت :خانم پت اوبرایان

 هدف محوری : هر گاه با شریک یا سهامدار همکار می شوید هدف مشترکی داشته باشید

سخت کوشی :قبلا در یک ایستگاه رادیویی کار می کردم

اعتماد پذیری: لازمه کسب و کار خوب پرسنل خوب است

 

کارافرین ج :اقای استفن بودرو

 کنار امدن با تردید ها : وضعیت نا مناسبی داشتیم با بهترین شکل از ان بیرون امدم

ساختن برای اینده :با خرید کامپیوتر و یک خط تلفن

اعتماد پذیری :اعلامییه برای کسانی که میشناختم

سخت کوشی :پخش اعلامییه و اگهی و خبرنامه

 

کارافرین چ :اقای مانویل لوپز

 ریسک پذیری :من همیشه مشکلاتی را خواهم داشت باید همیشه در فکر حل و فصل انها باشم

ساختن برای اینده :24 ساعته کار کردن

اعتماد پذیری :چیزی را که می فروشی چطور بسته بندی کنی

 کنار امدن با تردید ها : خودتان را با تغییرات بازار وفق دهید

سخت کوشی : سعی و تلاش  برای گسترش فعالییت

 

 کار افرین ح :اقای حامد البیتار

 کنار امدن با تردید ها :مالک یک مغازه بودن ادم را دجار اضطراب میکند

سخت کوشی :نظافت فروشگاه

اعتماد پذیری :کار کردن با ادمهای خیلی خوب

ابتکار نشان دادن :احداث فروشگاه در بهترین جای شهر

 

کارافرین خ :خانم کیم نلسون

 کنارامدن با تردیدها : در محله ما جرم و جنایت زیاد است

ابتکار نشان دادن: استخدام یک نگهبان در صرافی

سختکوش بودن :سخت کار کردن در مغازه

هدف محوری :رئیس خود بودن

ریسک پذیر بودن :احداث صرافی در محله ای نامن

 

 

 

-

 

خصوصيات مهم كار آفريني :

1- سخت كوشي

2- اعتماد به نفس

3- ساختن براي آينده

4- سود محوري

5- هدف محوري

6- پيگيري و مقاومت

7- كنار امدن با شكست

8- واكنش نشان دادن به بازخورد

9- ابتكار نشان دادن

10- گوش شنوا داشتن

11- تعيين استانداردهاي شخصي

12- كنار امدن با ترديدها

13- متعهد بودن

14- تاكيد بر نقاط ضعف

15- اعتمادپذيري و انسجام شخصي

16- ريسك پذير بودن

سبك هاي رهبري :

خصوصيات رهبري مي بايستي توسط خود شخص و در درون وي ايجاد ميشود  زيرا اين ويژگي و خصوصسات از شخصي به شخصي ديگر متفاوت است.

سه سبك رهبري ذيل بطور معمول مورد استفاده قرار ميگيرد :

سبك 1 : سبك مشت آهنين يا رهبري خودكامه :

براي اتخاذ تصميمات بصورت انفرادي و صدور دستورات بدون جويا شدن نظر كارمندان و كارگران

سبك 2 : سبك نظر سنجي يا رهبري دموكراتيك :

اين سبك به گروه هاي عضو اجازه صحبت كردن در هنگام تصميم گيري را ميدهد .

سبك 3 :سبك رانندگي بي دست  يا رانندگي از صندلي عقب :

يعني سبكي كه رهبر در ان تمامي تصميمات را به گروه هاي عضو محول ميكند

دنياي كسب وكار دو مسوليت اصلي دارد :

مسوليت شغلي يا همان به انجام رساندن

مسوليت نسبت به مردم : يا همان حفظ روحيه كارمندان و كارگران است   رهبري به ميزان بسيار زياد نوعي يا خصيصه است كه در رويكرد كار آفرينان نسبت به انجام شدن كار نمود پيدا ميكند .

كار آفرين الف :  آقاي جان گيتاو

(جان 3 سال است كه مالك يك رستوران كوچك است )

خصوصيات :سخت كوش . پيگيري و مقاومت . هدف محور.  گوش شنوا داشتن . تاكيد بر نقاط ضعف . تععين استاندارد هاي شخصي . ساختن براي اينده . اعتماد به نفس .

كار آفرين ب : خانم دوريس اسميت

(دوريس يك فروشگاه اقلام بهداشتي و دارويي دارد و حدود شش سال است كه اين كسب و كار را براه انداخته است )

خصوصيات :تعين استانداردهاي شخصي . سخت كوش .  هدف محور . متعهد بودن .  ابتكار نشان دادن . ريسك پذير بودن . اعتماد پذيري و انسجام شخصي

كار آفرين پ: خانم مري استاتوس

(مري مالك يك فروشگاه لوازم  اشپزي و لوازم آشپزخانه است  حدود شش ماه است كه  به اين  كار مشغول است )

خصوصيات : سخت كوش . اعتماد به نفس . پيگيري و مقاومت .   هدف محور . ابتكار نشان دادن . سود محور.

ساختن براي اينده . ريسك پذير بودن

كار آفرين ت : خانم پت اوبرايان

(پت اوبرايان يكي از چهار مالك يك شركت است كه صاحب يك ايستگاه راديويي محلي است پت و شركايش اين فعاليت را از ده سال پيش شروع كرده اند)

خصوصيات: كنار آمدن با ترديد ها . اعتماد به نفس . ابتكار نشان دادن .  اعتماد پذيري و انسجام شخصي . سخت كوش .  پيگير و مقاومت . هدف محور.  

كارآفرين ث :اقاي اندرو اسميت

(اندرو اولين فروشگاهش را 12 سال پيش راه انداخته و اكنون در خيلي از مناطق حومه شهر نيز فروشگاه دارد)

خصوصيات :اعتماد بنفس.  تعيين استاندارد هاي شخصي . ابتكار نشان دادن . سخت كوش . ريسك پذير بودن . ساختن براي آينده . هدف محور.  پيگير ومقاومت .

كارآفرين ج: آقاي استفن بودرو

(استفن مالك شركتي است كه تخصصش بازار يابي و ارتباطات است وي 4 سال است كه به اين كار اشتغال دارد)

خصوصيات :هدف محور . اعتماد بنفس . ريسك پذير بودن . اعتماد پذيري و انسجام شخصي . سخت كوشابتكار نشان دادن . سود محور . پيگير و مقاومت .

كارآفرين چ: آقاي مانوئل لوپز

(مانوئل يك گالري هنري دارد  كه تخصصش ارائه پوستر و نقاشي هاي هنري اصل و امضا شده است )

خصوصيات : ابتكار نشان دادن . هدف محور . كنار آمدن با شكست . سخت كوش . تعيين استاندارد هاي شخصي . پيگيري و مقاومت . ساختن براي آينده

كار آفرين ح : آقاي حامد البيتار

(حامد و شريكش مكاني دارند كه غذا و نوشيدني و موسيقي سنتي ارائه ميدهد و حدود يك سال است كه انجا را اداره مي كند )

خصوصيات : ابتكار نشان دادن . اعتماد بنفس .  هدف محور . پيگيري و مقاومت . اعتماد پذيري رو انسجام شخصي

كارآفرين خ : خانم كيم نلسون

(كيم يك صرافي دارد و حدود 4 سال است كه انجا را اداره مي كند

خصوصيات : هدف محور . سخت كوش .  ريسك پذير بودن . اعتماد بنفس . ساختن براي اينده .  ابتكار نشان  دادن .

 

+ نوشته شده در  شنبه چهارم اردیبهشت 1389ساعت 16:23  توسط کارآفرینان   | 

 

ریسک پذیری سنجیده

 

  1. به دوری کردن از موقعیت های کم خطر و خیلی پر خطر که در آن چالشی وجود نداشته باشد را ریسک پذیری سنجیده گوییم.
  2. تشریح وضعیت ریسک:

الف. زمانی ریسک کردن صورت می گیرد که با چند گزینه رو به رو شویم که پیامدهای آنها ناشناخته است و شخص می بایست از نظر و تجربه ی خود بهره گیرد و بزرگی آن به اندازه ی سود و زیان آن است.

ب. انتخاب ریسک به چند گزینه بستگی دارد:

 

* میزان جذابیت گزینه

 

  • میزان آمادگی شخصی در جهت شکست احتمالی

 

  • درصد احتمالات شکست یا پیروزی

 

  • میزان تلاش فردی

 

  1. ارزیابی وضعیت ریسک:

ارزیابی یک کار آفرین به این صورت است که قبل از ریسک یا هر گزینه ای به جزئیات آن می پردازد و مثلاٌ قبل از ریسک در مورد گزینه با تحقیق، مطالعه، بازاریابی، سودآفرینی و ... را مورد ارزیابی قرار می دهند و با سعی خود مستقیماً بر کار نظارت دارند.

معمولاً ویژگی های کارآفرینان و رفتار ریسک پذیری با توجه به موارد زیر به هم مربوطند:

*خلاقیت و تحقق بخشیدن به ایده

*اعتماد به نفس و باور توانایی های خود

 

  1. انواع ریسک پذیران

 

  • در سطح کارگری.باید با ریسک پذیری پایین ثبات را ارمغان آورد.
  • در سطح مدیریتی.در این سطح فضای بیشتری جهت ریسک کردن هست"ومدیر میتواند با تغییراتی(به شرطی که تاثیر آن بر کل مجموعه کم باشد)در عملکرد ایجاد کند.

 

  **کارآفرینان باید ریسک پذیر باشند تاایده هایشان به واقعیت تبدیل شود.**

 

اختیارات و مسولیت ها:

 

ریسک پذیری در واگذاری اختیارات و مسولیت ها به کارکنان  وامکان دادن به آنها جهت تقسیم قدرت اهمیت ویژه ای داردو 0هر جه واگذاری قدرت بیشتر و بهتر انجام شود کارآفرین  زمان بیشتذی برای  نظارت بر کار کل گروه پیدا میکند.

 

خلاصه:

 

1.ریسک تاثیر زیادی در کارآفرین شدن دارد و کار آفرین بعداز انتخاب هدف تمامی سعی خودرا برای تحقق بخشیدن به آن را در برمیگیرد.

2.اهداف و ریسک کردن باهم رابطه مستقیمی دارند:بدین گونه که هرچه هدف بزرگتر باشد ریسک  آن هم بزرگتر است.

3.وهمچنین میل چالش پذیری به بالا رفتن کیفیت وخدمات گروه کارآفرین میانجامد.

+ نوشته شده در  شنبه بیست و هشتم فروردین 1389ساعت 11:17  توسط کارآفرینان   | 

انگيزه و نگرش ها:

      كارآفرينان با انگيزه بالا محيط شان را به خوبي كنترل مي كنند.نگرش ذهني مثبت به ترغيب كارآفرينان كمك مي كندتا بر فعاليتها و رويدادهاي مورد نظر تمركز كنند و به نتايجي كه انتظار دارند دست يابند. انگیزه از داشتن یک  نگرش ذهنی مثبت نشانت می گیرد. رشد و توسعه انگيزه و داشتن نگرش ذهني مثبت زمان طولاني مي طلبد. و کارآفرینان سعی در کسب سود هستند

  عوامل زير كه به كارآفرينان كمك مي كند نگرش ذهني مثبت خود را توسعه دهند:

                  تمركز بر فرصت هايي براي يادگيري از هر تجربه

                 درگير شدن در فعاليتهاي مثبت

                   انتخاب اهداف كاري كه قابل حصول و اثر گذارند

                    برقراري رفاقت با ديگر كار آفرينان

                  يادگيري از تفكرات،عادات خاص و خصوصيات كار آفرينان موفق

                    داشتن تصوير و وجهه اي خوب از كارآفرينان موفق بعنوان الگوي خود 

                     پرهيز از افكار و ايده هاي منفي

                    بهره گيري از فرصتها براي بهبود موقعيت خود چه در زندگي شخصي،زندگي كاري و يا زندگي در اجتماع

                    محيط بر عملكرد فرد تاثير دارد. اگر محیط شما مناسب نیازتان نیست.

                   خودتان را باور داشته باشيد.زيرا موفقيت به سراغ كساني مي آيد كه از حداكثر استعداد وتوانايي هايشان استفاده مي كنند.

                    عمل گرا و نتيجه گرا باشيد . و بر مسايل تمرگز داشتند و بعد با تصمیم گیری آن را حل کردنند.

               داشتن نگرش ذهني مثبت براي دستيابي به موفقيت بسيار ضروري و حياتي است. عملکرد کارآفرینان آیینه ای است برای مشاهده خود و محیط شان .

 

       عادات كارآفرينانه:

   بعضي از كارآفرينان عادت دارند ساعات اوليه صبح شروع به كار كنند.شروع كردن كار زودتر از وقت معمول مي تواند يكي راه هاي انگيزشي براي كار باشد . و این انگیزش و تلاش زیاد می طلبد و به مرور زمان این کار برایش عادی میشود

به منظور بهره وري بهينه از اوقات صبح زود،برنامه ريزي براي آن روز در شب قبل مفيد خواهد بود. و این یک عادت خوب برنامه ریزی روز بعد قبل از خوابیدن است و انگیزه ای برای کارآفرینان به حساب می آید

حال بايد بر اساس اهداف آينده خود عادات موجود را مورد بازبيني و اصلاح قرار دهيدو به منظور حصول اطمينان از موفقيت آينده بايستي عادات جديد را جايگزين عادات قديمي كنيد.

تعدادی از افراد برای تغیر زندگی خود در آینده نیاز به ریسک پذریری دارند که آنها کارآفرینان هستند زیرا از فرصتها بهترین بهره را می برنند. و کارآفرینان موفق دايما در حال تغییر و رشداند داشتن رويكرد هاي مثبت و تصوير سالم از خود براي كليه كار آفرينان حياتي است.

 

 

انگيزش ذهني:

   كار آفرينان هميشه در زندگي چشم اندازي مثبت دارند و راهي را براي خود تنظيم كرده اند تا به كليه تجارب به شيوه اي سالم و مثبت بنگرند.ضروري است نگرش هاي مثبت ذهني را در كار ارائه نماييد زيرا اينگونه انگيزه هابه تشخيص موفقيتشان كمك مي كند.

   هر روز زماني را جهت تفكر بازتابي در نظر بگيريد.و ذهن خود را درگیر فعالیتهای کسب و کار کنند براي گسترش الگو هاي ذهني خود انگيزه داشته باشيد و بزرگ فكر كنيد.افرادي كه تصوير بزرگ در ذهن خود مي بينند همان كارآفرينان يا رهبران داراي استعداد كسب و كار هستند.

افكار خود را سازماندهي و توانايي تمركز بر مسائل و مشكلات مختلف را تقويت كنيد و با حداقل تلاش توجه خود را از یک زمینه مساله داربه زمینه دیگر شیفت دهید

نگرش صحيح ذهني نسبت به كار عامل انگيزش فوق العاده مهمي است.كار آفرينان موفق داراي انگيزه بالايي هستند.از كار خود لذت مي برند و بطور كلي خود را درگير و وقف كار و فعاليتها مي كنند.

بنابراين انگيزه و نگرش مثبت ذهني كار آفرينان است كه شغل شان را به كاري جذاب ،جالب ،هيجان انگيز و عين حال سود ده تبديل مي كند

 

تهیه و تنظیم اهداف کارآفرینانه

 

الف-اهداف کارآفرینی شما باید خاص خودتان باشد.

      اهدافتان را باید برای چیز هایی که واقعا می خواهید به دست بیاورید ، تنظیم کنید. بیشتر انتظار می رود به اهدافی برسید که برای خودتان تنظیم کرده اید تا اینکه اهدافی که دیگران دوست دارید به آن برسید. در تنظیم اهداف وجود قلب و دلتان نیز باید باشد.در دستیابی به اهدافتان موقعی موفق تر خواهید بود که تعهد شخصی داشته باشید.

 ب-اهداف باید معین و واضع باشند.

     اهداف باید واضع ، دقیق و مکتوب باشند. نوشتن اهداف به شما کمک می کند آنچه را واقعا به دنبالش هستید در ذهن خود مشخص کنید.پیاده کردن اهداف روی کاغذ به نوعی اهرم فشاری است تا آنچه را می خواهید درک کنیدوهمچنین ابهام ها را تشخیص و برای خودمان تشریح کنیم و تعهد شخصی خود را توسعه بخشیم . بنابرین ضروری است اهداف را طوری بنویسید که بتوانید درباره چگونگی دستیابی به آنها ، تصمیم بگیرید.

 ج-اهداف باید قابل اندازه گیری باشند.

    ضروری است بدانید کی به اهداف رسیده اید. ساده ترین اهداف قابل اندازه گیری، احتمالا اهداف مالی به تومان و ریال بیان می شوند، هستند. اندازه گیری بقیه اهداف کمی سخت تر است. دو دلیل برای تنظیم اهداف مهم است : 1- قصد دارید به کجا برسید 2- فرصتهای موفقیت در اختیار شما قرار می دهد . موثرترین راههای توسعه و جا انداختن یک عادت پاداش و نتایج آن است . احساس رضایت از دستیابی به هدف یک نوع پاداش است.

 

د-اهداف باید برای مدت زمان معین تنظیم شده باشند.

   تعیین زمان سررسید برای تکمیل اهداف مهم است. بسیاری از افراد می گویند آنها تخت فشار به بهترین نحو کار می کنند. و تمایل دارند انجام امور را به دقیقه 90 بگذارند . با وجودی که می دانند احتمالا می توانستند کامل تر و حسابی تر کار کنند. یک ضرب المثل قدیمی می گوید <<کار امروز رابه فردا مگذار>> زمان معین برای رسیدن به اهدف به پیشگیری از تاخیروتعلل  کمک می کند .

 د-اهداف باید به صورت هم کوتاه و هم بلند مدت تعیین شده باشند.

    در واقع دو نوع هدف کوتاه مدت داریم. یک نوع از آن گام یا بخشی از هدف دراز مدت است. بعضی آنها را اهداف فرعی می نامند، زیرا بخش های کوچک اهداف بزرگتر هستند. نوع دیگر آن اهداف مستقل از اهداف بلند مدت اند.

و هر دو نوع اهداف کوتاه مدت لازم و ضروری اند . نوع اول در راستای اهداف بلند مدت به ما کمک می کند و نوع دوم به اعتماد نفس تان در دستیابی به اهداف سخت و پیچیده با لا می برد .

 

 

 

+ نوشته شده در  شنبه چهاردهم فروردین 1389ساعت 11:32  توسط کارآفرینان  

اصول کار آفرینی

چنین گفته اند که اگر فردی حتی یک تله موش بهتر از دیگران بسازد، همگی برای خرید به سویش می آیند.

در اقتصاد بازار یک فرصت برای سود هست و آن شناسایی ذهنی افراد و ارائه خدمات به آنان با کار و جدیت بیشتر و یا ارائه خدمات بیشتر و بهتر می باشد. اساس نظام آزاد بنگاهداری و کسب و کار، رقابت است. رقابت است که افراد را به انجام کار خوب همراه با تلاش بیشتر وا می دارد. رقابت، استاندارد بهتری از زندگی برای مصرف کنندگان فراهم می کند که در انتخاب کالا می توانند گزینه بیشتری داشته باشد. و هدف مصرف کنندگان از خرید ، داشتن کالاها و خدمات با بهترین ارزش و کیفیت می باشد.

پول در خرید به منزله رای اعتماد یا تاییدیها ای است که در عوض آن کالا یا خدمات برگزییده اراَیه می گردد.

کارآفرینانی که می خواهند موفق باشند ، خدمات بیشتر یا محصولات بهتری ازرقیبان عرضه می کنند وکسانی موفق هستند که خدمات و محصولات بازرگانی آنها ، بیشتر رضایت مشتری را جلب کند .

 همانطور که جمعیت زیاد می شود، نیاز به توسعه کسب و کار نیز زیاد می شود. که نوزادان ، متولیان کسب کارهای بزرگ آینده هستند

هر فرد با اتکا بر توانایی و داشتن کمی انیزه و بلند همتی می تواند در کسب و کار  موفق باشد به شرطی که از نظر فردی به آن دیدگاه رسیده باشد که در کسب و کار ریسک پذیری خوب است .و همچنین باید دو سوم نیاز مالی را داشته باشد و از نظر فنی مهارت کافی را داشته باشد یعنی  دارای تحصیلات باشد

 

 

 

منابع کار آفرینی:  کار آفرینان جهت اجرایی کردن ایده خود به منابع انسانی و اقتصادی زیر بهره می گیرند:

منابع اقتصادی:

پول:

 کار آفرینان جهت عملیاتی کردن ایده های کسب و کار خود به پول نیاز دارند. پس اندازهای شخصی خود و قرض گرفتن پول از دوستان ،  منابع اولیه سرمایه گذاری  در کسب و کار است 

تجهیزات:

 ارزش تجهیزات به کارایی آنها بستگی دارد .حتی بهترین تجهیزات نیز به تنهایی کارایی ندارد.

منابع انسانی:

انرژی:

برای اینکه با انرژی و سر حال باشیم سلامتی ضروری است .تغذیه ،استراحت و ورزش مناسب از ضروریات اساسی می باشد. بعلاوه نگرش های شخصی تاثیر زیادی بر تامین انرژی برای یک کار آفرین دارد.  و کسانی که قدرت بالای کار آفرینی دارند با نگرشهای مثبت و اهداف مشخص به نتیجه خوبی می رسنند

مهارت ها:

مهارت ها وقتی رشد و توسعه می یابند که فرد یاد بگیرد چگونه کار یا وظیفه ای را با شایستگی کامل انجام دهد. انوع مختلفی مهارت وجود دارد، از جمله: مهارت عملی، مهارت حرفه ای و مهارت تفریحی.

مهارتهای حرفه ای به شما امکان می دهد که فعا لیتهای  شغل خاصی را انجام  دهید ، ... و با توسعه مهارتهای خودمان می توانیم  زندگی خود را ارتقأ ببخشیم

دانش:

طعم واقعی زندگی و کنجکاوی فعالانه،که یادگیری فرد را تحریک می کنند

 کار آفرینان بایستی با توسعه مهارت های ارتباطی خود از قبیل: خواندن، نوشتن، صحبت کردن و گوش دادن دانش خود را افزایش دهند.

زمان:

زمان یک منبع منحصر به فرد است. همه سهم مساوی از زمان را دارند. قسمت اعظم زمان با فعالیت های روزانه پر می شود و بقیه آن را باید با فعالیت های تفریحی و کار های دلخواه پر کرد.

 

اهمیت کار آفرینی:

1-ایجاد اشتغال:

 کار آفرینان برای خود و دیگران اشتغال ایجاد می کنند و به عنوان کار فرما  مشکل بیکاری را حل میکند

2-منابع محلی:

وقتی کار آفرینان از منابع محلی استفاده می کنند ارزش این منابع افزایش می یابد.

3-تمرکز زدایی و تنوع بخشی به کسب و کار:

کار آفرینان با شناسایی فرصت های کسب و کار می توانند کسب و کار را در مناطق مناسب از جمله روستاها راه اندازی کنند.

4-ارتقاء فن آوری:

 کار آفرینان با خلاقیت قادرند به کاربرد و توسعه فن آوری مناسب کمک کنند.

5- رشد سرمایه:

 کار آفرینی رشد سرمایه و سرمایه گذاری در کسب و کار های جدید و در حال توسعه را افزایش می دهد.

6-اشاعه فرهنگ کار آفرینی:

کار آفرینان با ارائع تصویر و وجهه موفق از خود تبدیل به الگویی می شوند که دیگران از آنها الگو برداری می کنند.

وظایف کارآفرین در کسب کار:

الف:کار آفرینان عوامل محرک زا در بخشهای تجاری یا اجتماعی هستند که فضای خالی بازار را شناسایی کرده و آنها را به فرصت های کسب و کار تبدیل می کنند. بدون کار آفرینان هیچ گونه توسعه

تجاری یا اجتماعی انجام نمی شود

ب. وظیفه  کار آفرین  فراهم  آوردن سرمایه برای کسب و کار است

ج:دیگر وظیفه کار آفرین مدیریت کسب و کار است. که عملکرد مدیریت خود دامنه وسیعی از فعالیت ها از جمله سازماندهی ، هماهنگی ، رهبری و به کارگیری نیروی جدید ، پاداش و ارزیابی کارکنان را پوشش می دهد .

د: کار آفرین وظیفه تحمل و زارسی کردن امور نا ملوم و مخاطرات کسب و کار را دارد.کار آفرین پس از سنجیدن هزینه و سود وضعیت خطر آفرین، ریسک سنجیده انجام می دهد.

ه: کار آفرین با ایجاد مشاغل برای دیگر افراد جامعه باعث فراهم آمدن ثروت و دارایی برای آنها می گردد.کار آفرینان افراد را به رقابت تشویق و ترغیب می کنند که باعث رشد اقتصادی و پیشرفت اجتماعی می شود.کار آفرین باعث به وجود آوردن  نو آوری و خلاقیت می شود

 

 

+ نوشته شده در  شنبه بیست و دوم اسفند 1388ساعت 11:1  توسط کارآفرینان   | 

۱- مشوق؟

پدرم بوده و همراه با استقلال مالی خودم

2-هدف؟

استقلال مالی شخصی

3-نحوه شناسایی ایده؟

همسرم

4-نوع خدمات؟

پوشاک

5-تجربه قبلی در کسب و کار؟

خیلی زیاد

6-مشکلات پیش رو؟

کمبود نیروی کارو سرمایه ی کم

 7-چگونگی مقابله با مشکلات؟

با چاپ کردن آگهی در روزنامه نیروی کافی را فراهم و همچنین کمک مالی همسرم

8-حامیان شما؟

با فروختن ماشین و کمک گرفتن از پدرم

9-نقش شغل شما در پیش برد اهداف جامعه؟

با فروش اجناس با قیمت از تولید به مصرف و با هدف کم کردن فشار مالی

10-آیا افراد دیگری از خانواده شما دارای کسب و کاری هستند؟

خیر

11-مشتریان شما و نحوه بازاریابی؟

با تبلیغ در رسانه های عمومی و ایجاد رابطه ی خوب با مشتری 

12-مربی یا مشاور شما؟

همسرم

13-نقش سابقه در تصمیم گیری برای آغاز کار؟

۱۰۰٪

14-آیا با شکست مواجه شده اید؟

بله

15-محل مصرف سود حاصله از کسب و کار.

صرف توسعه کارم

16-نحوه رقابت با کسب و کار های مشابه؟

با ارائه ی پارچه های مرغوب زیر قیمت بازار

17-توصیه شما به کسانی که میخواهند کسب و کاری را شروع کنند؟

شروع نکردن کار بدون تجربه قبلی و نداشتن دو سوم از کل سرمایه

18-بهترین و بد ترین بخش یک کارآفرین؟

بهترین : بدست آوردن سود دلخواه - بدترین : نرسیدن به اهداف مالی

19-مدت زمانی که در هفته صرف کسب و کار خود می کنید؟

از شنبه تا عصر جمعه

+ نوشته شده در  جمعه چهاردهم اسفند 1388ساعت 20:24  توسط کارآفرینان   | 

۱- مشوق؟

خودم بودم

2-هدف؟

کسب در آمد و برآورده کردن نیاز های جامعه

3-نحوه شناسایی ایده؟

از طریق دوستان

4-نوع خدمات؟

لولزم تحریر

5-تجربه قبلی در کسب و کار؟

هیچ نبوده

6-مشکلات پیش رو؟

کم بودن سرمایه

 7-چگونگی مقابله با مشکلات؟

با اعتبار خودم در بازار کسب کار

8-حامیان شما؟

حاصل پس اندازهایم از کارهای گذشته

9-نقش شغل شما در پیش برد اهداف جامعه؟

احتیاج های مشتری هایم را در زمینه لوازم و تحریر و باقیمت بازار شهر عرضه می نمایم

10-آیا افراد دیگری از خانواده شما دارای کسب و کاری هستند؟

خیر

11-مشتریان شما و نحوه بازاریابی؟

دانش آموزان مدارس همسایه و عرضه کردن وسایل جانبی در کنار لوازم آموزشی مثل : پوستر و . . .

12-مربی یا مشاور شما؟

دوستانم

13-نقش سابقه در تصمیم گیری برای آغاز کار؟

کم بوده و بیشتر در موارد بازاریابی اطلاعات دارم

14-آیا با شکست مواجه شده اید؟

نه

15-محل مصرف سود حاصله از کسب و کار.

فقط خرج روزانه خود و خانواده ام

16-نحوه رقابت با کسب و کار های مشابه؟

تا جای امکان با خرید پایین تر سعی می کنم اجناس را ارزان ارئه کنم

17-توصیه شما به کسانی که میخواهند کسب و کاری را شروع کنند؟

اول در مورد شغل تحقیق کنم و قبل از شروع کار سرمایه ی خود را آماده و روابط اجتماعی خود را تقویت و بهبود بخشم

18-بهترین و بد ترین بخش یک کارآفرین؟

بهترین : فروش خوب و رضایتمندی مشتری - بدترین : راکد بودن بازار و بالا رفتن قیمت اجناس به طور ناگهانی

19-مدت زمانی که در هفته صرف کسب و کار خود می کنید؟

از شنبه تا آخر هفته

+ نوشته شده در  جمعه چهاردهم اسفند 1388ساعت 20:17  توسط کارآفرینان   |